پيداست ، سهم به سزائى در اين انگيزه داشته است .
اين پيشنهاد بدين طور بود كه در تاريخ رسمي شمسي كشور ، دو تغيير بايد داده شود : أوّل : نام ماههاى عَرَبى از حَمَل وثَوْر وجَوزا به نام ماههاى إيران باستانى : فروردين ، ارديبهشت ، خرداد ، تير ، أمرداد ، شهريور ، مهر ، آبان ، آذر ، دى ، بهمن واسفند « 1 » تبديل شود . دوّم : در تعداد روزهاى اين بروج ، شش ماه اوّل را 31 روز ، وپنج ماه دوّم را 30 روز ، وماه آخر را 29 گرفت . اين مىشود سيصد وشصت وپنج روز . وبراي خردهء آن هر چهار سال يكبار اسفندماه را 30 روز بگيرند وآن سال را 366 روز محاسبه كنند .
مى گفتند :
اين طريق از تقويم سلطان ملكشاه سلجوقى أخذ شده است ، وچون أو ملاحظه كرد كه سالهاى شمسي به واسطهء عدم محاسبهء تعديلات ، وعدم محاسبهء كبائس دقيق رو به عقب رفته است ، لذا با تنظيم وتنسيق حكيم عُمَر خيّام وبعضي از منجّمين ديگر ، سالهاى شمسي را بدين گونه قرار داد كه : تمام برجها سى روز باشد ، كه مجموعاً مىشود سيصد وشصت روز ، آنگاه براي كسر نيامدن سألها پنج روز به آخر آبان ماه ، ويا اسفندماه اضافه مىكردند ، وآن را خَمسهء مسْترقه مىگفتند . واين هم به علّت آن بود كه زرتشتيان قبل از اسلام پنج روز از سال را جزو سال حساب نمىكردند ، ودر آن پنج روز مجاناً دنبال كارهاى خير مىرفتند
هامش
( 1 ) . اين نامها را مسعودى در كتاب « التنبيه والإشراف » ص 184 آورده است .