مگر در وقتي كه أو را حاجت نباشد ، امّا به وقت حاجت خاطر ورأى أو برخلاف وراستى راه نمايد وپيوسته از خويشتن در خشم باشد .
درجهء بيست وسيم از برج قوس
برآيد در اين درجه مستراح وسرگيندان ودرّه ورودگانى وسرگين / واز جانب راست أو آلات كشتى چون لنگر وبيل كشتى وآنچه بدين ماند ، وكشتيبانان با شاگردان وغلامان خويش / واز جانب چپ أو قارورة ورسنهاى كنب وچوب خرما شكافته ومسمارهاى باريك .
هركه بر اين درجه زايد در تن أو عيبهاى مختلف باشد چون گوژپشتى ومدهوشى وتباهى سر ، وداغها بر اندام خويش داشته باشد ، چنانكه همه كس أو را پيس دانند .
درجهء بيست وچهارم از برج قوس
برآيد در اين درجه استرى نگون وگورخرى وبزى ( كه سرفه دارد ) وميشى ( بيمار ) وگربهيى ( كه جان ميكند ) وسگ ( ديوانهيى ) وآهوبرهيى ساقها شكسته / واز جانب راست أو جماعت ديوانگان ، بعضي با بند وغل وبعضي گشاده ، سنگ مياندازند ( ودشنام ميدهند ) / واز جانب چپ أو سگ آبى وما هي خرد وبزغ وسرطان يكديگر را ميگزند وميكشند وميخورند .
هركه بر اين درجه زايد مدبر وشومپى ورانده ودور كردهء پدر بود - پس از مرگ مادر به وقت كودكى - وأو را غربا ، از روى رحم وشفقت تيمار دارند ، وبه عاقبت در آتش بميرد .
درجهء بيست وپنجم از برج قوس
برآيد در اين درجه خون خشك بسيار گنده وما هي عفن وناخوش وكامههاى گنده وفرخج وگيگر پوسيده وشير تباه شده / واز جانب راست أو آلات شكم گاو خرد
و