جلوه كرده ومادهاش گرد أو ميگردد ( وأو ميخواهد كه جفت شود ) .
هركه بر اين درجه زايد مردى مبارك باشد بر تن خويش وأهل بيت خويش ، وبر دوستان وآشنايان شوم بود ، وليكن نيكوكردار بود با همهء مردمان وهمه كس را نيكويى خواهد وبه فجاء بميرد .
درجهء بيست ويكم از برج قوس
برآيد در اين درجه تاجهاى پادشاهان وخنورى از خنورهاى ايشان كه بدان شربت خورند وطعامي از آنچه بر خوان ايشان باشد وجامهيى از كسوت ايشان ، ودرجى در أو بويهاى خوش كه ايشان از آن به كار برند / واز جانب راست أو صورت شهاب وصاعقه مانند دستارهاى باز كرده از آسمان فرو ميآيد وگيسوهاى بافتهء ستبر كه بر آسمان پديد آيد ، وابرى دمادم در آسمان گشاده ، بىميغ / واز جانب چپ أو مردمانى جوان ( شب به دزدى بيرون آمده ونقب برده به خانهء مردى توانگر ونقب ايشان به جايى رسيده كه به مال أو دست نرسد واز آنجا دست تهى بازگشته ) .
هركه بر اين درجه زايد ملكي بود مر ناحيتي را ، ضعيفترين ملكان وسستترين ايشان . حكم وفرمان أو ناروا ، وأو كافر به خدايان ، وصيّت پيغمبران قبول نكند وبرخلاف عقل خود كار كند وبه سخن عقلاء وعلماء كار نكند وهميشه نافرمانى مذهب حقّ نمايد وبه زشتترين حالي بميرد .
درجهء بيست ودويم از برج قوس
برآيد در اين درجه صورت گرمابه به ساروج كرده در أو قير به كار نابرده ، آبهاى أو خوش وخانههاى أو خوشبوى وكار عمارت أو به نظام ) / واز جانب راست أو دو خر واسترى ودو مرد ( ايشان را به بازار نخّاسان ميبرند تا بفروشند ) / واز جانب چپ أو پالان ، شتر وخر وپرماهه ودوالهاى بسيار از آلات سرّاجان .
هركه بر اين درجه زايد ناقص عقل ودراز عمر وكوتاه انديشه وضعيف رأى بود