( منتظر ) ايستاده ( مر خداوند نخود را تا ايشان را نخود وزيره دهد ) .
هركه بر اين درجه زايد وكيل در سلطان باشد وكارهاى خير كند ومباركپى وروزيمند باد ، آسان زندگانى وبخشنده .
درجهء پنجم از برج قوس
برآيد در اين درجه رسول زحل ( كه هفت نام دارد ) وگليم سياه ( كه در وقت زندگانى داشت ) در خود كشيده وگرداگرد أو شاگردان واتباع أو ، وأو مر ايشان را صوف سياه ميدهد ( تا درّاعه دوزند ) وهمچنين دستارها وشلوارها بديشان ميدهد ( تا لباس ايشان به رنگ لباس أو بود ( ووصيّت ميكند به خوردن چيزهاى درشت ودور بودن از لذّات دنيايى وقناعت كردن به قوت يكروزه ) / واز جانب راست أو برآيد لالايى ( رسول زحل كه به مشرق فرستاده بودش تا ايشان را سنّت وشريعت آموزد وايشان را خبر دهد از آنچه از خداى ، تعالى ، بدو وحى آمده است به عنايت زحل واز مدد أو ) / واز جانب چپ أو برآيد كيلاق ( برادر خرد رسول زحل كه به مغرب فرستاده بودش تا ايشان را دين وشرايع رسول زحل بياموزد وآيات ومعجزات أو حكايت كند ) .
هركه بر اين درجه زايد زاهدى باشد راغب در عبادات ، از روزه ونماز ، ورنج خويش از مردمان بازدارد وعالم به زهد وتواضع ، وتقشّف فرو گيرد ، ومردمان فرمانبردار أو شوند به طوع ، بىجهد وتكليف ، جز آنكه خداى أو در دل ايشان افگند .
درجهء ششم از برج قوس
برآيد در اين درجه درخت آبى وسيب ونار وموز ، وپيرى خاك در بن درختان ميريزد ( تا قوّت دهد كه ببالند ) / واز جانب راست أو برآيد خرماستانى ، در أو چهل بن خرما واز آنها يك درخت بار زرد آورده وديگرى بار سرخ وهم بر اين ترتيب تا آخر / واز جانب چپ أو برندهء جامهء شسته ودر گليم بسته .