روز با فردى از آنها بيعت نكردند گردن همه را بزنيد .
شگفتا ! اين چه بازيى است كه با دين خدا و مسائل اساسى دين انجام مىدهند واى بر حال كسانى كه گرد تعصب جلو چشمان آنها را گرفته و نمىتوانند حقيقت را ببينند .
7 - حضرت زهرا ( عليها السلام ) مدت مديدى با خليفه اوّل بر سر جريان فدك گفتگو و مباحثه نمود تا بالاخره ابو بكر قانع شده و فدك را به حضرت برگردانيد و نامهاى هم به عنوان سند نوشت ولى هنگامى كه ، حضرت در وسط كوچه مىرفت با عمر برخورد نموده عمر پرسيد : از كجا مىآئى ؟
حضرت داستان خود را گفت ، خليفه ثانى بلافاصله نامه را از دست فاطمه چنگ زده و پاره كرد سپس وارد بر ابو بكر شده و او را بر اين امر عتاب نمود سپس هر دو تصميم گرفتند كه زهرا را از حق مسلم خود يعنى فدك ممانعت كنند .
( مطاعن خليفه سوم )
اينك گوشهاى از مطاعن خليفه سوم را بازگو مىكنيم :
1 - عثمان بسيارى از مسلمانانى را كه فسق آنها اظهر من الشمس بود بر مردم حاكم و فرماندار و استاندار ساخت و ولايت و استاندارى را ميان بستگان خويش قسمت نمود درحالىكه عمر وى را از اين عمل نهى نموده بود ولى عثمان اعتنا نكرده و وليد بن عقبه را كه قرآن او را فاسق خوانده و گفته :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
حاكم كوفه گردانيد تا آنجا كه علنا شراب خورده و با حالت مستى وارد محراب شد و براى مردم امامت جماعت نمود و نيز سعيد بن عاص را براى مدتى بر كوفه مسلط و حاكم قرار داد و آن قدر فسق و فجور از او بوقوع پيوست كه مردم كوفه به تنگ آمده و او را از شهر