مختار است نه مجبور .
3 - تكليف و مسئوليت هم مقتضى است كه بشر آزاد باشد و گرنه معقول نيست كه ما مجبور و مسئول باشيم .
4 - وعدهها و وعيدها نيز مقتضى است كه بشر مختار باشد و گرنه مفهومى ندارد .
5 - انذار و بشير هم مقتضى است كه بشر آزاد و مختار باشد .
6 - ثواب و عقاب و بهشت و جهنم هم مقتضى اين معنا است .
حال با اينهمه مرجحات ما به ظواهر دسته دوم از آيات اخذ نموده و ظواهر دسته اوّل را توجيه مىكنيم و مفسرين و متكلمين توجيهات بسيارى براى اين آيات دارند كه بعنوان نمونه از تفاسير شيعه مىتوان به تفسير مجمع البيان مراجعه نمود و از تفاسير عامه به تفسير كشاف زمخشرى كه معتزلى مسلك است مراجعه كرد و ما يك جمله از فاضل قوشچى در شرح تجريد ص 346 نقل مىكنيم : و قد ذكر العلماء تأويلها فى المطولات و لها تأويل عام و هو ان الفعل يجوز ان يسند الى ماله مدخل فى الجمله و لا شك ان اللّه تعالى مبدء لجميع الممكنات ينتهى اليه الكل فلهذا السبب جاز استناد افعال العباد اليه .
در خاتمه از خوانندگان محترم تقاضامندم كه در اين رابطه كتاب انسان و سرنوشت شهيد مطهرى را مطالعه فرمايند چون مباحث ما بطور مجمل بود .
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٤٢