نتيجه تمام معيارها و قواعد اسلامى بهم مىخورد . پس بايد حكمت الهى را بپذيريم .
در خاتمه اين بحث سخنى از مرحوم مظفر در عقائد الاماميه ص 20 نقل مىكنم در رابطه با طعن بر اشاعره : فرّب امثال هؤلاء الذين صوروه على عقيدتهم الفاسده ظالم جائر سفيه لاعب كاذب مخادع يفعل القبيح و يترك الحسن الجميل تعالى اللّه عن ذلك .
( 3 - خداوند بر فعل قبيح قادر است )
سومين مسأله در باب عدل كه شعبهاى از حكمت الهى است آنست كه آيا خداوند بر فعل قبيح قدرت دارد و مع ذلك آن را مرتكب نمىشود چون داعى و انگيزه ندارد [ طبق بيان مسأله دوم ] و يا اصولا قدرت بر انجام فعل قبيح نداشته و صدور قبيح از ذات حق محال و ممتنع است ؟
مقدّمه : فلاسفه مىگويند : محالات سه نوعند :
1 - محال ذاتى همانند اجتماعى نقيضين در خارج و همانند دور و تسلسل در خارج كه ذاتا ممتنعند .
2 - محال وقوعى همانند تحقق هر معلولى در خارج بدون علت تامّه كه امكان ذاتى دارد ولى در مقام وقوع خارجى مستحيل است .
3 - محال عادى يعنى در نزد عرف و عادت مردم امرى مستحيل است ولى عند العقل استحالهاى ندارد فى المثل تصور حاتم بدون جود و سخاوت عادتا محال است ولى با دقت عقليه ميسور است كه انسان ذات و شخص حاتم را تصور كند بدون جود و بخشش ، با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم :
در مسأله دو نظر مطرح است :