أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
و رسيدن به مقام والاى انسانى و سعادت دارين در گرو دو امر ميسر است :
1 - شناخت واقعى حقيقت مطلق هستى يعنى خداوند .
2 - پرستش آن ذات مقدس و نيايش به درگاه او
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« ذاريات / 56 » .
بنا بر اين در قدم اوّل هر انسانى به حكم عقل وظيفه دارد خداى را بشناسد و با معارف دين آشنا گردد و ما در اين نوشتار در صدد رسيدن به اين مطلوب هستيم و مىتوان با صراحت ادّعا كرد كه دعوت انبياء ( عليهم السلام ) نيز در اطراف اين دو محور خلاصه مىشود نخست شناخت حق و سپس پرستش آن ذات بىهمتا قرآن راجع به نبى اكرم اسلام مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً
و شعار دعوت نبى اكرم اين بود كه « قولوا لا إله الا اللّه » چنان كه قرآن از زبان چندين پيامبر در قرآن اينچنين نقل مىكند :
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ
.
پس غرض اصلى انبياء هم ايجاد يك جامعهء توحيدى است كه هم در جنبهء نظرى و معرفتى مردم را به يك سو مىخوانند و آن آفريدگار يكتا است و هم در جنبهء عملى و رفتارى فردى بشر را به وحدت و پرستش يك حقيقت دعوت مىكنند و هم در جنبهء توحيد عملى اجتماعى بايد يك قانون در جامعه حاكم باشد و آن قانون اللّه است .
پايان