برهان سوّم : صفاتى كه در ممكنات وجود دارد چند نوع است :
الف : صفاتى كه ذاتى آنها است همانند حيوانيت و ناطقيت براى انسان .
ب : صفاتى كه لازمهء ذات آنها و از عوارض لازمه است همانند صفت امكان نسبت به جميع ممكنات .
ج : صفاتى كه از اعراض مفارقه بوده و لازمهء لا ينفك ذات نيست همانند علم و كتابت و . . . براى انسان .
د : صفاتى كه سلب آنها از يك ممكن ضرورى است همانند جماد بودن نسبت به انسان .
و به عبارت ديگر ممكنات داراى سه دسته صفاتند :
1 - صفاتى كه براى يك ممكن واجب و ضرورى است « هر كدام از ممكنات متناسب با خود » .
2 - صفاتى كه براى يك ممكن محال و ممتنع است « هر كدام متناسب با خود » .
3 - صفاتى كه براى هر ممكنى امكان دارد يعنى قابليت دارد كه دارا باشد و يا نادار .
امّا صفاتى كه براى واجب الوجود ثابت است اعم از ثبوتيه و سلبيه از صفات مقوم ذاتند و برخى از آنها را كه كمالند واجب الوجود حتما دارد و برخى را كه از نقائصند محال است كه داشته باشد و شق ثالث ندارد حال مىگوئيم :
اگر خداوند در اصل ذات محتاج به غير باشد لازمهاش امكان او است نه وجوب وجود و هكذا اگر در صفات ثبوتيه و سلبيه هم محتاج به غير باشد لازمهاش امكان او است زيرا كه ذات موقوف بر اين صفات است و اين صفات موقوف بر غير هستند پس در نتيجه ذات هم موقوف بر غير خودش مىشود
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٦٨