ج : چون اين علم صاحبش را در بحث و استدلال قوى مىكند لذا به علم كلام ناميده شده و به عقيدهء بنده : وجه اخير از وجوه قبل به ذهن نزديكتر است .
( مطلب سوم ) ( هدف از خلقت )
يكى از پيچيدهترين مسائلى كه توجه همهء دانشمندان دنيا و بلكه همهء افراد بشر را بسوى خود جلب نموده است و در حقيقت گمشدهء اصلى انسانها است و همهء مكتبهاى جهان اعم از ماترياليستها و متافيزيسينها پيرامون آن به گفتگو نشستهاند مسأله هدف از آفرينش است اصولا هستى يعنى مجموعه آسمانها و زمين و موجودات به كدام منظور آفريده شدهاند ؟ و از همه مهمتر خصوص انسان به چه منظور خلق شده ؟ آيا آفرينش هدفى متعالى را تعقيب مىكند يا همانند سنگ آسياب سر گردان به دور خويش مىچرخد ؟ آيا انسان از خاك برخاسته و دوباره به خاك بر مىگردد و نابود مىگردد يا اينكه بسوى بىنهايت گام برمىدارد ؟ در روايات ما به اين مطلب زياد توجه شده كه :
رحم اللّه امرأ علم من اين ؟ و فى اين ؟ و الى اين ؟
و مولوى هم با الهام از همين بيانات است كه مىگويد :
روزها فكر من اينست و همه شب سخنم * كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمدهام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ * به كجا مىروم آخر ننمائى وطنم ؟