مخلوقات ولى علم خدا ذات او جدا است و عين ذات نيست و خود اين گروه چند شعبه مىشوند : عدّهاى از آنها معتزله هستند كه طرفدار ثابتات ازليّه مىباشند و مىگويند علم خدا به اين ثابتات است .
4 - و عدّه ديگر همانند صوفيه طرفدار اعيان ثابته هستند .
5 - و بعضى همانند افلاطون و پيروان وى طرفدار مثل نوريه بوده و علم خدا را در ازل به همان مثل نوريه مىدانند .
6 - بعضى همانند شيخ اشراق مىگويند : علم خدا به مخلوقات علم حضورى خارجى است و جهان محضر خداوند است و نفس وجود خارجى موجودات معلوم و علم خدا به آنها است نه صور مرتسمه .
7 - بعضى همانند ثاليس ملطى مىگويند : علم خدا به بعض موجودات يعنى عقل اول علم حضورى است و به ساير موجودات علم حصولى ارتسامى است .
8 - جماعتى قائلند باينكه خداوند در ازل به مخلوقات عالم بوده و علم خدا از ذات او جدا نيست و خود اينها چند دستهاند : بعضى از اينها همانند انكسيمايس ملطى و فارابى و ابن سينا مىگويند : علم خدا زايد بر ذات او بوده ولى يك زيادهء متصل به ذات كه همواره با ذات بوده و هست و خواهد بود .
9 - بعضىهاا همانند فرفوريوس مىگويند : علم خدا عين ذات او است و قائل به اتحاد عالم و معلومند .
10 - اكثر متأخرين مىگويند : علم خدا عين ذات او است و علم اجمالى هم هست و خود اينها دو دستهاند . دستهاى مىگويند علم خدا به مخلوقات عموما علم اجمالى است نه تفصيلى كما عليه الاكثر .
11 - و دستهاى هم مىگويند علم خدا به بعض مخلوقات اجمالى و به بعض ديگر تفصيلى است .
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٠٦