ادباى نامدار قرن معاصر بودند ؛ وجامعهء علم وأدب در مرگ آنها يتيم ومادر ايّام از آوردن أمثال ونظاير ايشان عقيم است ، بوسائل مختلف از مشافهه ونامه وپيغام اين بنده را قرين منّت واكرام ساختند
ساير اشخاص حتّى طبقهء فضلا وادباى كشور ، أكثر بسبب بيگانگى با فنون واصطلاحات رياضى قديم ؛ وعدم توجّه به ارزش تاريخي وأدبي اين كتاب ، اعتنايى بدان نداشتند ووجود وعدم آنرا يكسان مىانگاشتند
بعضي هم بانگيزهء غرضورزى وحسادت ، يا از در جهل وغوايت در تحقير وناچيز نمودن اين خدمت سعى بليغ نمودند ؛ چندانكه رنج وزحمت چند سالهء اين بنده را بيهوده وناسودمند شمردند واين ضعيف را أزين جهت كه مدّتى از وقت وحال خود را بر سر اين كار گذاشتهام ملامت وسرزنش نمودند ؛ از اين طايفه گاه گاه بر سبيل حرفگيرى وعيبجوئى مغرضانه نيشهاى نارواى جانگاه نيز ديده وشنيده شد ؛ ومن در مقابل سخنان ناصواب ايشان خاموشى را بهترين جواب دانستم ودستور قرآن كريم را كار بستم
وَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا
« 1 » ، آرى چه بايد كرد « تا بوده چنين بوده وتا هست چنين است ،
هنر بچشم عداوت بزرگتر عيبى است * گل است سعدى ودر چشم دشمنان خاراست
هامش
( 1 ) سورة المزّمل آيهء 10