حركت شبانروزى وضعي زمين است فاصله دارد « 1 » .
* * * خلاصه اين كه فكر وحدس ابوريحان دربارهء قارهء أمريكا شبيه آنست كه موسيولوريه [
Loverrier
1811 - 1877 م ] منجم رصدى فرانسوى در سپتامبر 1846 م از روى مباني علمي ومحاسبهء دقيق رياضى حدس زد كه در فلان نقطهء آسمان سيارهيى وجود دارد كه چشم عادى ما قادر بر ديدن آن نيست .
پس از مدتي كه تلسكوبهاى قوى ساخته شد در همان نقطهء آسمان كه « لوريه » حدس زده وپيش بيني كرده بود سيارهء « نپتون » را كشف وآن را با تلسكوب مشاهده كردند ؛ وهمين امر موجب افتخار علمي « لوريه » شده است ؛ بطورى كه علماى هيئت ونجوم در تاريخ اين علم هر كجا بكشف سيارهء « نپتون » مىرسند حق سبق وفضل تقدّم را بوى مىدهند وآن افتخار را براي أو محفوظ مىدارند .
* * * مسلّم است كه ابوريحان نيز حدود پنج قرن قبل از آنكه أمريكا كشف شده باشد واهالى ديگر نقاط معمورهء زمين بدانجا راه يافته باشند ؛ اولين دانشمندى بود كه وجود چنان قارهيى را بحدس دقيق علمي پيشبينى وآن را با كمال صراحت ووضوح در نوشتههاى خود ذكر كرده بود .
پس بهمان قياس وهمان تقريب كه در « لوريه » وسيارهء « نبتون » گفته شد ؛ ما نيز اگر در كشف أمريكا يعنى پى بردن وخبر دادن از چنان سرزمينى ، حق تقدّم
هامش
( 1 ) - براي تقريب بذهن خوانندگان مىگوييم كه تفاوت نصف النهار شهر « سانفرانسيسكو »sanFranciscoو « لوس انجلس »Loss - Andjlesآمريكاى شمالي با همين طهران ما يازده ساعت ونيم است ؛ يعنى وقت ظهر طهران مطابق نيم ساعت بعد از نصف شب آن مواضع است كه قريب بنصف دور مىشود ؛ وباين قياس تفاوت ساعات نصف النهار دو نيم كرهء شمالي وجنوبي را مىتوان استنباط كرد ؛ چه مردم اين دو نقطه مانند ساكنان دو نقطهء مشرق ومغرب در اين وضع قرار گرفتهاند كه كف پاى آنها مقابل يكديگرست .