عين نوشتهء حضرت آقاى آرام است كه اينجا نقل مىكنيم :
« در تاريخ علم جورج سارتون ترجمهء بنده ص 224 آمده است كه فيثاغورس دربارهء مقايسهء سطوحى كه با يكديگر معادل يا مكافى ( پارابول ) يا يكى از ديگرى زيادتر ( ئيپربول ) يا كمتر است ( اليپسيس ) كار كرده بوده ومايهء تعجب است كه بعدها همين سه اصطلاح براي سه قطع مخروط بكار رفته است .
در همين كتاب ( ص 541 ) ضمن بحث از منايخموس نوشته است كه أو سه نوع قطع مخروطى را مقطع سطحى عمود بر مولّد مخروطى تصور مىكرده است كه زاويهء رأس آن متغير باشد : تا اين زاويه به 90 درجه نرسيده ، مقطع بيضى است ( قطع ناقص ؛ [ بتصور بنده : از آن جهت كه زاويهء رأس از 90 درجه كمتر است ] ) ؛ اگر اين زاويه 90 درجه شود مقطع سهمى يا شلجمى است ( قطع مكافى ؛ [ به اعتقاد بنده : از آن جهت كه زاويهء رأس وزاويهء سطح برنده با مولّد مخروط با هم برابر وهر دو 90 درجه است ] ) ؛ واگر زاويهء رأس منفرجه باشد مقطع هذلولى است ( قطع زايد ) .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 692
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٩٢