پس حاصل نسبت « چهار بار » يعنى چهار مثل يا چهار برابر مىشود در صورتي كه مثال اوّل كتاب را كه ذيل « تناسب » صفحهء قبل ( ص 19 ) گذشت اعتبار كنيم هم نتيجة « چهار بار » وچهار برابر مىشود بدين قرار :
اتّفاقا در تفهيم عربى هم « أربعة أمثال » است « ثم يكون هذه النسبة حينئذ الأربعة الأمثال : طبع اروپا » . ودر يك نسخهء خطى « أربعة أمثال » . بنابر اين نسخه « چهار بار » باباء موّحده بر « پار » بمعنى « پاره » با « پ » سهنقطه راجح بل كه صّحت آن متيقّن است . وچون همين قسم ظاهر بود متن را در تجديد طبع تغيير داديم و « بار » بجاى « پار » نوشتيم .
شرح
( 25 ) ص 21 س 23 - دربارهء « قلب نسبت » اين توضيح علاوة شود كه : در تفهيم عربى مى - نويسد « وفي مثالنا إذا عكس فصار الثاني أولا كانت هذه النسبة نسبة خمسة أمثال فإذا قلبت كما قلنا كانت خمسة أمثال : طبع اروپا » .
وبنابراين بايستى نسخهء [ خد ، س ] را كه « بقلب پنجبار گردد » ترجيح داده ودر متن نوشته باشيم ؛ وليكن « پنج بار » و « خمسة أمثال » بهيچ حساب درست درنمىآيد ؛ ومطابق صورتي كه در حاشية نوشتهايم نسبت يكبار ويك چهار پار يا يكى وچهار يكم نتيجة مىدهد ؛ زيرا كه أصل تناسب ، مطابق مثال أبو ريحان كه در چند سطر قبل گذشت چنين است : [ ] وچون عكس كنيم مىشود [ ] پس قلب نسبت مىشود :
اما در صورتي كه مثال أول كتاب را كه در ذيل أصل تناسب گذشت يعنى [ ] ؛ مأخذ قرار بدهيم عكس آن مىشود [ ] ؛ پس قلب