يادداشتها ومستدركات مقدمهء طبع أول
شرح
( 1 ) ص مز . س 14 :زمرد وگيه [ كور . نسخه ] سبز هر دو همر نگند * وليك أزين بنگيندان كنند از آن بجوالبيت از ازرقى است ؛ انورى وشعراى ديگر هم اين مضمون را گفتهاند .
( 2 ) ص سح . س 18 : مطابقهء صفت وموصوف در جمع گاهى در اشعار قديم يافته مىشود ، فردوسى گويد :ز گاوان گردونكشان چل هزار * بخوشه درون گندم آرند باربرفتند گردان ايرانيان * بر أو خواندند آفرين كياندر بيت دوم ممكن است بصورت اضافه خواند اما در بيت أول مسلّما صفت وموصوف است .
( 3 ) ص فا . س 10 : واز اين قبيل است هفت اختران وچهار گوهران وچهار أركان ونظاير آن كه در نظم ونثر فصيح قديم فراوان است .برادر بد أو را دو اهريمنان * يكى كهرم وديگر انديرمان( دقيقى )اين هفت گوهران گدازان را * سقراط باز بست بهفت اختر( ناصر خسرو ) « صد هزار عجايبها وعشقها ومصاحبتها وشهوتها وقبلهها مىبينم وهر لحظهيى چند هزار آبهاى خوش » ، « پنج حواس چون پنج ستاره است » ، « صد هزار