آن كوكب ثابته . - 10 - خطا بود مگر كه ضرورتي افتد . - 12 - در اوّل سطر « كي » افتاده است .
528 : 2 حص : آگاهى افتد ( - خ ) . - 3 - س : وپنگان ساعت بر آب نهى يا آلتى از آن . - 6 - آگاهى نيوفتد تا ساخت آن كرده آيد ( - حص ) . - 7 - ارتفاع توانى گرفتن ( - حص ) . - 9 - حص : واگر نيز آلتى حاضر نبود ( - خ ) . - 10 - وزيرش سوراخ كن بهر اندازه .
529 : 1 - س : چون بچّه برآيد تو بر اختياري . - 4 - زود بشتاب وأو را بيرون آر . - 5 - س ، حص : تا آنگاه كه آفتاب يا ستاره ( - خ ) . - 6 - س : همى وبر آنجاى كجا آب رسيده بود ( دان : افتاده است ) . - 7 - ووقت بدان آنگاه جام را .
530 : 2 - س : چون سيرى شود وخواهد ( تصحيف ) . - 3 - س ، حص : تا آنگاه كه آفتاب يا ستاره ( - خ ) . - 5 - س : وباقي كار بر آن نهاد كن . - 7 - كردن نيابد چه بايد . - 8 - س ، حص : خلاف افتد اندر برج . - 9 - آيد وليكن محتاجاند .
532 : 1 - س : وراه اين نمودار كه جهد كنى . - 2 - وطالع ووتدهاش برو راست كنى . - 9 - واين نزديكى بعدد همى گويم . - 12 - تا آن يأبى كه بأوتاد .
533 : 2 - س : بجاى ودرجهاء آن وتد . - 3 - وآنگاه آنك با حاصل ترست .
7 - وليكن از زبان يا مادر را كردانند ( تحريفست ) . - 8 - آغاز تدبر اندر آبستنى . - 8 - آنگه مشترى را بفرمود آمدن ( تحريف ) . - 14 - كه اين بجه بهفتم آمدست يا هشتم . - 15 - آنگاه بنگر بدان طالع ( - خ ) . 3 - خد : گيرند باتفاق ( بقرينهء ( نسخهء عربى تحريف است )
534 : 1 - س : درجهء طالع هم آن درجهدار . - 1 - اگر هفتم است بسد ويك روز وشش ساعت . - 3 - وبر تو بدين جاى كار نبود .
535 : 1 - س : وگردهم است بدويست وهفتاد وسه روز وپنج ساعت . - 3 - وهر سيزده درج ويازده دقيقه . - 4 - وپنج شش يك ساعت ( - خ ) - 10 - در اوّل سطر « آن » بجاى « از » نوشته است . - 10 - وآنجا كجا رسى وقت .
536 : 3 - س ، حص : خواهى باتّفاق افتاده همچون . - 5 - خد : وقصد اندرين
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 667
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٦٧