يا چهار يكها . - 12 - كبا منجست برابرى ( اين تصحيف چند جا در اين نسخه شده ودر خور ناسخ بىسواد است ) .
522 : 1 - س : وز منجّمان هست كه جايها سه يكها از عطيّت بجاى چهاريكها دارند .
523 : 1 - س : هر سالى را طالعش بيرون آرند . - 1 - بدان دقيقه رسد كجا ( - حص ) 2 - ونيز هر ما هي طالعش چون آفتاب بهم چندان درجه ودقيقه رسد . - 5 - جنانك بخداوندان ساعتها كه پس بدان كان كه خواهى بخداوند دوررسى ( تحريفش واضح است ) . - 6 - وبابليان همچنين كنند . - 7 - ابتدأ از خداوند طالع نكنند چه از خداوند ساعت مولد 7 - وبباقي همان راه .
524 : 2 - س : وبسيوم سال ببرج سيوم همچنان . - 3 - انتهاء ماهها هر بيست وهشت روز . - 4 - برجى همى ده تا ببرج انتهاء ( - حص ) . - 5 - پنجاه دقيقه را برجى همى ده ودرجهاء انتهاء ( - حص ) . - 8 - وياد دارى چند بار افتاده آنرا . - 11 - گذشته بود وهست كس كه اين كار . - 14 - بديد آيد زيرا كه بمولدها . - 15 - وليكن بدرجهاء مطلعى ( - حص ) .
525 : 1 - س : اندر درجهء غارب بوده تسييرش ( درست نيست ) . - 1 - هر درجهيى را سالى وامّا ( - حص ) . - 2 - ببلد مطالع طالع بود وآنچ ( - حص ) . - 5 - پس اگر كواكب بدين در جهار درجه نبود وليكن ميان دو وتد . - 8 - وديگر چيز تسيير كنند مگر حالي را خاص ( در أصل نكنند مثل متن بوده ودندانهء نون تراشيده شده وفقط نقطهء نون باقي مانده وبىشك تحريف است ) . - 9 - درجهء طالع تسيير كند .
526 : 1 - س : وقاسم بدان خوانند كه چون عمر را از جاى هيلاج ( - حص ) . - 4 - وهر كوكبى كه اندر تسيير بود برو فكنده دارد .
527 : 1 - س : وامّا مهتر مبتزّها هر خانه را كوكبى باشد كه شهاداتش اندر آن بسيار بود پس مبتزّى برو وغلبه أو را بود . - 3 - ببسيارى شهادتش واندر طالع ( - خد ) . - 4 - پيش أزين گفته آيد . - 6 - مولد جون بجاى يابد ( تصحيف است ) . - 8 - كوكبى گير از
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 666
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٦٦