سخنى است كه از ساحت وعرصه تحقيق دور است ؛ زيرا :
اوّلا ، قرآن مجيد دالّ بر آن است كه واژههاى استعمال شده در قرآن وأحاديث همه به ظهور عرفى خود باقي مانده وهيچگاه عرف متشرّعه از آنها « موضوعيّت » استفاده نمىكند ، بلكه به ظاهر طريقي وكشفى خود باقي است . آياتي چون
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
. . .
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ »
« 1 » همينطور واژهء « شهر » ( ماه ) يك مفهوم عرفى دارد واز مستحدثات شرع نيست ، عرف از « شهر » ماه مىفهمد نه « رؤيت ماه » ، ماه يك امر واقعي تكويني است ورؤيت در آن نقشى ندارد . بنابراين ظهور آيات وروايات همه طريقي وكشفى است .
ثانيا ، حديث پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم كه فرمود : « صوموا لرؤية الهلال وافطروا لرؤيته » در مقام لزوم احراز ماه است ونبايد به امتثال ظنّى يا احتمالي اكتفا شود ، چنان كه ذيل صحيحهء محمد بن مسلم فرمود : « وليس بالرّاي ولا بالتّظنّي ولكن بالرؤية » « 2 » وهم چنين در صحيحهء خزّاز « 3 » ودر موثّقهء ابن عمّار « 4 » ودر روايات قاسانى « 5 » بنابراين مقصود از رؤيت ، راه رسيدن به واقع است .
دليل طريقيّت
اوّل ، اعتبار بيّنه مقام رؤيت : پس اگر رؤيت صفتگونه در موضوع اخذ شده باشد بيّنه نمىتواند در مقام آن قرار گيرد ، واين خود دليل آن
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيههاى 183 - 185 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، أبواب احكام شهر رمضان ، باب 11 ، ح 11 .
( 3 ) - همان ، باب 8 ، ح 3 .
( 4 ) - همان ، باب 8 ، ح 3 .
( 5 ) - همانجا .