كسوف نمىگويند حال آن كه خور گرفت هم امرى آسمانى است ، بلكه مىگويند : در هر ناحية كسوف واقع شد همان منطقه بايد به احكام آن ملتزم شوند نه ساير مناطقى كه در آن كسوف واقع نشده است .
پس همانگونه كه نواحي مختلف در كسوف مختلف مىشوند دربارهء رؤيت وعدم رؤيت هلال هم يكسان نيستند .
ادلّهء شرعي : موضوعات عرفيّهاى كه موضوع احكام شرعي قرار مىگيرند بايد گستره ، سعة ، ضيق اطلاق وتقييد مفهوم آن از عرف گرفته شود ؛ مانند بيع ، شهر - ماه ، روز ، شب ، سال ، و .
از اين رو وقتي شارع مقدس فرمود :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ »
« 1 » ،
« شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ »
« 2 » وساير آياتي كه در مقام تشريع احكام است معناى شهر - ماه به عرف ارجاع مىشود . از اين رو عرف مردم ، اوّل وقت دخول ماه را با « ديدن هلال » مىداند ، گرچه ساعاتى قبل از تحت الشعاع خارج شده باشد .
افزون بر اين ، از اخبار مستفيضهء فريقين به تصريح چنين بر مىآيد كه معيار دخول ماه براي روزه ، حج ، عمره ، پرداخت بدهكارى ، سررسيد اسناد تجارى همه به رؤيت هلال است ، وهم چنين است مستحبات وعباداتى كه در ماههاى رجب ، شعبان ، محرّم ، صفر و . . . وارد شده است .
بنابراين ، پى آمدهاى التزام به خروج از تحت الشعاع وكفايت آن براي همهء كرهء زمين عبارتند از :
1 . دست شستن از احكام دين وپديد آوردن فقه جديد .
2 . لازم مىآيد « رؤيت هلال » كاشف ونشانهء محض باشد ، با اين كه
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 217 .
( 2 ) - همان ، آيهء 185 .