پيشينيان قبل از اسلام آشوريان ، كلدانيان ، مصريان ، ايرانيان وأهل چين همه از ناموران هيأت ونجوم به شمار رفتهاند .
فيثاغورث در 500 سال قبل از ميلاد در ايتاليا معلم رسمي اين دانش بوده است ، بطليموس در اسكندريه يونان باستان به اين دانش اشتغال داشته وأصول وقواعد آن را در كتاب گرانسنگ « مجسطى » به نگارش آورده است كه حدود دو هزار سال نفوذ داشت واز برخى كتب استفاده مىشود كه اين دانش از إيران وهند به يونان رفته است .
ابن نديم كه در قرن چهارم هجرى مىزيسته از كتاب « اختلاف زيجات » تأليف أبو معشر بلخى « م 374 ق » چنين نقل كرده است :
شهرياران إيران از عنايت ويژهاى كه به دانشها داشتند به خاطر پاسدارى از آنها پوست درخت « خدنگ » را كه « توز » ناميده مىشود اختيار كرده وعلوم را بر آن نگاشته ، سپس شهرهاى إيران را باز كاويده وشهري كه هوايش بهتر وزمينش از زمينلرزه وفرورفتن دورتر وخاكش از پيشآمدهاى روزگار مصونتر بود شناسايى كردند ، بر اين أساس شهر أصفهان ودهكده « جى » ودژ « سارويه » را برگزيدند وتوزهاى مكتوب را در آنجا پنهان كردند .
سالهاى بسيار پيش از زمان ما ( أبو معشر بلخى ) يك طرف اين كهن دژ را شكست ودالانى كه از مهرههاى گل ساخته شده بود پيدا وكتابهاى فراوانى را به دست آورد كه در پوست توز « خدنگ » به لغت پارسى باستان بود .
از جمله كتابي بود كه يكى از شهرياران قديم تأليف كرده وداستانى بدين مضمون در آن ذكر نموده است : در زمان « تهمورث » اخترشناسان
هيئت ونجوم اسلامى ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: على زمانى قمشه اى
ص٢٣