وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 1 » ، « هنگامى كه تاريكى شب او را پوشانيد ستارهاى مشاهده كرد ، گفت : اين خداى من است ، امّا هنگامى كه غروب كرد گفت : غروبكنندگان را دوست ندارم ؛ و هنگامى كه ماه را ديد كه سينه افق را مىشكافد ، گفت : اين خداى من است ، امّا هنگامى كه افول كرد ، گفت : اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند مسلّما از جمعيّت گمراهان خواهم بود . و هنگامى كه خورشيد را ديد كه طلوع مىكند ، گفت : اين خداى من است ، اينكه از همه بزرگتر است .
امّا هنگامى كه غروب كرد گفت : اى قوم ، من از شريكهايى كه شما براى خدا مىسازيد بيزارم . من روى خود را به سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريده متوجّه ساختم ، من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم » .
هنگامى كه فرعون از موسى و برادرش - هارون - درباره پروردگارشان مىپرسد ، آن دو با توصيف قدرت خداى سبحان پاسخ مىدهند :
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى * قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 2 » ، « ( فرعون ) گفت : پروردگار شما كيست ، اى موسى ؟ ! گفت : پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى آنچه را لازمه آفرينش او بود داده ، سپس راهنمايىاش كرده است » و اين موسى عليه السّلام است كه با فرعون به گفتگو مىپردازد . او با اينكه انسان بود ولى خود را خدا مىدانست و به عنوان الوهيت با موسى محاجّه مىكرد :
قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ * قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ * قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ * قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ * قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ * قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ
« 3 » ، « فرعون گفت : پروردگار عالميان چيست ؟ موسى گفت : پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است ، اگر اهل يقين هستيد . فرعون به اطرافيانش گفت : آيا نمىشنويد اين مرد چه مىگويد ؟ موسى گفت : پروردگار شما و پروردگار نياكان شما . فرعون گفت :
پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده ديوانه است . موسى گفت : او پروردگار مشرق و
هامش
( 1 ) - انعام / 76 - 79 .
( 2 ) - طه / 49 - 50 .
( 3 ) - شعراء / 23 - 28 .