تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
اشعار ديگرى در مرثيه پيامبر صلى الله عليه و آله :
الا طرق الناعى بليل فراعنى * و ارقنى لما استهل مناديا فقلت له لما رايت الذى اتى * أ غير رسول الله إذ كنت ناعيا فحقق ما اشفقت منه و لم يبل * و كان خليلى عزنا و جماليا فو الله ما انساك احمد ما مشت * بى العيس في ارض تجاوزن واديا و كنت متى اهبط من الارض تلعة * ارى اثرا منه جديدا و عافيا شديد جرى الصدر نهد مصدر * هو الموت معذور عليه و عاديا
از اشعارى كه به آن جناب نسبت داده شده بعضى گفته‌اند اين دو شعر متعلق به ديگرى است :
زعم المنجم و الطبيب كلاهما * ان لا معاد فقلت ذاك اليكما ان صح قولكما فلست بخاسر * اوصح قولى فالوبال عليكما
منجم و پزشك خيال ميكنند كه معاد وجود ندارد ، گفتم ميل خودتان اگر سخن شما صحيح باشد من زيانى نميكنم اما اگر عقيده من صحيح بود بدبختى دامن شما را ميگيرد . اين شعر را نيز به آن جناب نسبت داده‌اند :
ولى فرس بالخير للخير ملجم * ولى فرس للشر بالشر مسرج فمن رام تقويمى فانى مقوم * و من رام تعويجى فانى معوج
من يك مركبى دارم كه براى كارهاى نيك لجام نيك دارد و مركبى دارم براى كارهاى شر زمينى از شر دارد هر كه مايل باشد مرا به راه صحيح بدارد من در آن را هم و هر كه مايل باشد مرا بكژى وادارد من خود در كژى هستم ( منظور اينست كه انسان براى پذيرش نيك و بد هر دو آماده است ) .
و لو انى اطعت حملت قومى * على ركن اليمامه و الشام و لكني متى ابرمت امرا * تنازعنى اقاويل الطغام
اگر از من اطاعت ميكردند وادار ميكردم قوم خود را بر ركن يمامه و شام ولى هر وقت من تصميم كارى را گرفتم مواجه شدم با اشكال‌تراشيهاى مردمان رذل . پس از شهادت عمويش حمزه در احد اين اشعار را در رابطه با مصيبت ايشان سروده :
اتانى ان هندا حل صخر * دعت دركا و بشرت الهنودا