هست ، مانند غليان و حركت كره و چربى بر روى مشك ( منظور اينست كه غم و اندوه دلش را فرامىگيرد ) يك نوع گرفتارى موجب اندوهش مىشود و نوعى ديگر او را به خود مشغول ميدارد ، همين طور پيوسته او را احاطه مىكند تا نفسش را ميگيرد و رگهاى حياتى او را قطع مىكند و پيكرش را در اختيار پيشآمد ميگذارد .
جثهاى بىارزش كه مدار و مبلغى نزد خدا ندارد و مقبرهاش براى نيكان ارج و اهميتى . مؤمن به دنيا بديده عبرت مينگرد و به مقدار ضرورت از آن بهره مىبرد و با گوش كينه و خشم نغمههايش را ميشنود .
140 - حلم و بردبارى بياموزيد كه بردبارى دوست مؤمن و كمك و پشتيبان اوست و علم راهنمايش و مدارا برادرش و عقل رفيقش و صبر فرمانده سپاهش .
141 - به مردى كه سخت بىتوجه بنظافت بر وضع خود بود فرمود : فلانى مگر نشنيدهاى اين فرمايش خدا را
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
نعمت خدايت را به ديگران بازگو كن .
به خدا قسم به كار بردن نعمت خدا را عملا محبوبتر است نزد خدا از زبان به نعمت خدا گشودن .
142 - به فرزند خود امام حسن فرمود سفارش ميكنم ترا به پرهيزگارى از خدا و نماز بوقت خواندن و زكات دادن در موقعش و بگذشت از گناه و فروخوردن خشم و صله رحم و بردبارى در مقابل نادان و تفقه در دين و پايدارى در كار و توجه به قرآن و رفتار نيك با همسايه و امر بمعروف و نهى از منكر و پرهيز از تمام كارهاى زشت در هر موردى كه مخالفت و معصيت خدا است .
143 - و فرمود پايدارى دنيا به چهار چيز است : 1 - عالمى كه علم خود را به كار بندد . 2 - ثروتمندى كه بخشنده باشد . 3 - نادانى كه تكبر از آموختن ندارد 4 - فقيرى كه آخرت خود را بدنياى ديگرى نفروخته باشد ، وقتى عالم از علم خود بهره نبرد و ثروتمند بخيل شود و جاهل از آموزش سر بتابد ، و فقير آخرت خود را بدنياى ديگرى بفروشد مرگ بر چنين جامعهاى .
144 - و فرمود هر كه بتواند خود را از چهار چيز نگهدارد بايد هيچ گاه دچار ناراحتى نشود . گفتند آن چهار چيز كدام است : فرمود شتاب و عجله . 2 - لجاجت و ستيز . 3 - خودپسندى . 4 - سستى و تنبلى .
145 - و فرمود بدانيد مردم كه تقوى دژ محكمى است و تبهكارى دژى خوار