كسى كه خدا را ميرنجاند در رابطه با دوستانش چه خواهد كرد با كسى كه خود را برنج نياندازد در راه خدا . و چه گمان مىبرى در باره توبهپذير مهربان كه توبه دشمن خود را مىپذيرد ، چه خواهد كرد با كسى كه او را خشنود مينمايد و دشمنى مردم را مىپذيرد در راه محبت خدا .
هشام ، هر كه دنيا را دوست بدارد ترس آخرت از دلش ميرود و به هيچ كس علمى داده نشده كه محبت دنيا در دلش افزايش يابد مگر اينكه به همان نسبت از خدا دور مىشود و خشم خدا بر او افزون ميگردد .
هشام ، داناى خردمند كسى است كه ترك كند چيزى را كه توان آن را ندارد ، بيشتر كارهاى خوب در مخالفت با خواسته نفس است و هر كه آرزوى دراز داشته باشد عمل بد خواهد داشت .
هشام اگر حركت اجل و مرگ را بيابى ديگر در انديشه آرزو نخواهى بود .
هشام از طمع بپرهيز و از آنچه مردم دارند مايوس باش و طمع از مخلوق داشتن را در خود بكش زيرا طمع موجب خوارى و نابودى عقل و از بين رفتن جوانمردى است و شخصيت انسان را لكهدار مىكند و علم و دانش را ميبرد . چنگ به خدا بزن و بر او توكل كن و با نفس خويش پيكار نما در مورد خواستههايش كه اين كار بر تو واجب است مانند پيكار با دشمن .
هشام گفت : عرضكردم كدام پيكار واجبتر است ؟ فرمود پيكار با نزديكترين و دشمنترين و زيانبخشترين و كينهتوزترين و مخفىترين دشمنان با كمال نزديكى كه به تو دارد . و كسى كه دشمنان را بر تو ميشوراند و او ابليس است كه پيوسته در دلها وسوسه ايجاد مىكند . سخت بدشمنى او بپرداز با تمام نيرو و شرورى كه دارد باز در پيكار از تو ضعيفتر و زيانپذيرتر است زيرا تو به خدا پناهندهشدهاى و هدايت به راه راست يافتهاى .
هشام ، هر كس را خداوند بسه چيز مفتخر كرده به او لطف نموده . عقل و فهمى كه جلو هواى نفسش را بگيرد ، و علمى كه مقابله با نادانيش كند و ثروتى كه از فقر نگهش بدارد .
هشام از اين دنيا و اهل آن بترس مردم در دنيا چهار طبقه هستند : 1 - مردى كه گمراه و هواپرست است . 2 - دانشجويى كه در طلب دانش است كه هر چه علم او افزون شود به همان نسبت بر كبر و خودخواهيش افزوده مىشود و با آن علم
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٢