خود نيستند ، خود را اشرار ميدانند با اينكه مردمانى زيرك و نيكوكارند .
هشام ، حياء از ايمان است و ايمان در بهشت است و فحش و ناسزا از ستمگرى است و ستمگرى در جهنم است .
هشام ، سخنگويان سه نفرند : 1 - سودبرنده و سالم و ياوهسرا ، سودبرنده كسى است كه ذكر خدا بگويد ، اما سالم ساكت است اما ياوهسرا كسى است كه در باطل فرو ميرود . خداوند بهشت را حرام كرده بر هر بدزبان بىحيا كه باكى ندارد چه بگويد و چه گفته مىشود در باره او .
ابا ذر پيوسته ميگفت : اى جوينده علم اين زبان كليد خير و كليد شر است .
مهر بر زبان بگذار همان طورى كه مهر بر طلا و نقره خود ميگذارى .
هشام ، بد بندهايست كسى كه داراى دو چهره و دو زبان است وقتى با برادرش روبرو مىشود سخت او را مىستايد ولى پشت سر از او بدگوئى مىكند اگر به او ببخشد حسد مىورزد و اگر گرفتار شود خوارش مىكند ، سريعترين كارهاى خوب از نظر ثواب نيكى به ديگران است و سريعترين كيفر ستم به ديگران بدترين بندگان خدا كسى است كه از بدزبانى او مردم پرهيز ميكنند مگر مردم بسر در آتش مىافتند جز بواسطه گناهانى كه از راه زبان بدست مىآورند از مزاياى ايمان شخص ترك نمودن اوست چيزهائى را كه مربوط به او نيست .
هشام مرد مؤمن نيست مگر اينكه بيمناك و اميدوار باشد و بيمناك و اميدوار نيست مگر اينكه نسبت به آنچه بترسد و آنچه اميدوار است عالم باشد .
هشام ، خداوند عزيز ميفرمايد بعزت و جلال و عظمت و قدرت و بهاء و علو مكانم سوگند مقدم نميدارد بندهاى خواست مرا بر خواست خود مگر اينكه او را در دل بىنياز ميكنم و همتش را نسبت بآخرت قرار مىدهم و كارهايش را روبراه ميكنم و آسمانها و زمين را ضامن روزى او ميكنم و پشتيبان او هستم در مقابل تجارت هر تاجرى .
هشام ، خشم كليد هر شرى است كاملترين مؤمنين از نظر ايمان كسى است كه خوشاخلاقترين آنها باشد .
اگر با مردم آميزش داشتى سعى كن با هر كس آميزش دارى دست تو بالا باشد و اين كار را بكن ( يعنى تو به او خدمت كنى ) .
اى هشام ، رفق و مدارا را از دست مده زيرا مهربانى بركت است و اختلاف
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٨