احمد بن سيار در خانه ابو عبد الله محمد بن طاهر موسوى با هم برخورد كردند و بيش از صد نفر در آن مجلس حضور داشتند كه چند نفر از اشراف سادات علوى و بنى عباس و شخصيتهاى برجسته و تجار آمده بودند براى ديدن شريف .
بالاخره چند نفر بحث را در مورد نص بر ولايت امير المؤمنين عليه السلام كشيدند . شيخ مفيد رحمة الله عليه به اختصار بيانى در اين مورد كرد كه مناسب با موقعيت داشت .
قاضى ابو بكر گفت : بفرمائيد نصّ در حقيقت چيست و معنى اين كلمه چه مىباشد ؟ شيخ گفت نص يعنى اظهار و آشكار نمودن از اين قبيل است سخن عرب كه مىگويد ( فلان نص قلوصها ) فلان كس شتر جوان و پر تحرك خود را نشان داد و از ميان شتران او را مشخص نمود . به همين جهت شاهنشين را ( منصّه ) مىگويند زيرا كسى كه در آنجا نشسته از ديگران ممتاز و مشخص است چون اين محل او را مشخص مىنمايد آنجا را ( منصّه ) مىگويند . محل ظهور و بروز از اين قبيل است نيز گفتار عرب كه ( قد نص مذهبه ) وقتى مذهب خود را اظهار و ابراز نمىكند از همين موارد است قول شاعر
و جيد كجيد الريم ليس بفاحش * اذا هى نصّته و لا بمعطل
منظورش از ( اذا هى نصته ) يعنى وقتى اظهار نمايد بعضى شعر را ( نصبته ) نقل كردهاند باز معنى برگشت به اظهار دارد اما اين لفظ در شريعت استعمال شده مطابق همان معنى كه قبلا گفتم اما اگر مىخواهى درست معنى آن را بدانى مىگويم :
حقيقت نص گفتارى است كه خبر از آنچه در باره او سخن گفته شده است بدهد به صورتى كه آن را اظهار و آشكار نمايد .
قاضى گفت چقدر خوب گفتى و آنچه توضيح دادى واقعا صحيح و درست بود .
اينك بگو ببينم اگر پيامبر نصّ بر امامت حضرت امير المؤمنين عليه السلام نموده پس اظهار وجوب اطاعت او را كرده . وقتى چنين اظهارى بنمايد محال است مخفى شود .
پس چرا ما چنين اطلاعى نداريم اگر واقعا طبق گفته شما نصّ نموده .
شيخ مفيد اعلى الله مقامه فرمود : اما اظهار از طرف پيامبر وقوع يافته و مخفى