تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

بخش بيست و ششم بعضى از احتجاج‌هاى علماء و دانشمندان در زمان غيبت

احتجاج طبرسى 280 - 282 . ابو اعلاء معرى طبيعى مذهب وارد بر سيد مرتضى رحمة الله عليه شد . به او گفت آقا نظر شما در باره كلّ چيست ؟ سيد جواب داد نظر تو در باره جزء . گفت چه مىگوئى در باره ستاره شعرى ؟ گفتم آنچه تو در باره دوران فلك مىگوئى . پرسيد نظر تو در باره عدم انتهاء چيست ؟ گفتم نظر تو در باره جاى گرفتن و چرخ چاه چيست ؟ پرسيد نظرت در باره هفت تا چيست ؟ گفتم تو خود در باره زائد برّى از هفت تا چه مىگوئى ؟ گفت در باره چهار تا چه مىگوئى ؟ جواب دادم در باره يكى دو تا نظر تو چيست ؟ گفت در باره مؤثر چه مىگوئى ؟ گفتم نظر تو در باره مؤثرات چيست ؟ پرسيد در باره دو نحس چه مىگوئى ؟ گفتم در باره دو سعد چه مىگوئى ؟ ابو العلاء متحير ماند . سيد مرتضى رحمة الله عليه در اين موقع گفت هر ملحد ملهد است . ابو العلاء گفت از كتاب خدا استفاده كرده‌اى
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
از جاى حركت كرده خارج شد . سيد مرتضى گفت اين مرد از پيش ما رفت ديگر ما را نخواهد ديد . از سيد مرتضى شرح اين رمزها را پرسيدند . گفت از من راجع به كل پرسيد كه در نظر او كل قديم است و با اين لفظ كل اشاره به عالمى مىكند كه نام آن را عالم كبير گذاشته‌اند . پرسيد نظر تو در باره عالم كبير چيست ؟ جواب دادم تو در باره جزء
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 395 | العلامة المجلسي / موسى خسروى