تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

بخش بيست و چهارم احتجاج حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام

مناقب آل ابى طالب ج 2 صفحه 459 . ابو القاسم كوفى در كتاب تبديل مىنويسد : اسحاق كندى كه از فيلسوف‌هاى زمان خود بود شروع كرد به نوشتن كتابى به نام تناقض القرآن . مدتها مشغول نوشتن آن بود . تنها ، بىآنكه كسى را متوجه نمايد . به اين كار اشتغال داشت . يكى از شاگردان او خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام رسيد . حضرت عسكرى فرمودند : يك مرد توانا ميان شما وجود ندارد استادت را از سرگرم شدن به قرآن وادارد ؟ او گفت ما از شاگردان اين مرد هستيم چطور مىتوانيم بر او اعتراض نمائيم در اين مورد يا كار ديگرى ؟ ! امام عليه السلام فرمودند : مىتوانى آنچه به تو مىآموزم به او برسانى ؟ جواب داد آرى . فرمود : مىروى پيش او خيلى به او محبت مىكنى و در كارى كه اشتغال دارد به او كمك خواهى كرد . وقتى به تو انس گرفت و با او نزديك شدى ، مىگوئى يك سؤال برايم پيش آمده اگر اجازه مىدهى بپرسم ؟ او خواهد گفت سؤالت را بكن . به او بگو گمان كرده‌اى قرآن پيش تو بيايد و بگويد منظورم از اين سخن غير آن چيزى است كه تو گمان كرده‌اى ( و با خود خيال مىكنى متناقض است ) . او در جواب تو خواهد گفت ممكن است زيرا مرد فهميده‌اى است وقتى بشنود مىپذيرد . وقتى اين كار را كردى بگو شايد غير آنچه تو خيال كرده‌اى از سخن خود
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 379 | العلامة المجلسي / موسى خسروى