چشم لذت ببرد همه آنها را خداوند براى آدم مباح كرده بود و درختى كه مورد نهى بود كه از آن نخورند ، درخت حسد بود كه از آنها عهد گرفت به چشم حسد نگاه نكنند به كسانى كه خداوند به آنها فضيلت بخشيده . آدم فراموش كرد و نگاه نمود با ديده حسرت و تصميم استوارى نداشت .
اما اين آيه
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً
يعنى برايش پسر و دختر هر دو متولد مىشود . عرب به هر دو تائى كه نزديك باشند زوجان مىگويد كه هر كدام يك زوج است . به خدا پناه مىبرم كه به خدا نسبت داده شود آنچه به دل تو خطور كرده بود . تو مىخواهى راه چارهاى براى انجام گناه بجوئى هر كه چنين كند گرفتار گناه مىشود و روز قيامت عذاب او دو چندان است و براى هميشه با خوارى در جهنم خواهد بود .
اما گواهى يك زن كه پذيرفته است قابله است كه شهادت او با رضاى خصم تنهائى پذيرفته است ، اگر راضى نبود بايد لا اقل دو زن باشند كه يك زن به جاى يك مرد است . در مورد ضرورت چون نمىتواند شاهد زايمان زن بشود ، اگر يك زن بود شهادت او پذيرفته است به ضميمه قسم كه مىخورد ، اما فرمايش على عليه السلام در مورد خنثى به اين طور است كه چند نفر عادل هر كدام يك آينه به دست مىگيرند و خنثى پشت سر آنها لخت مىايستد . آنها به آينهها تماشا مىكنند و شكل را مىبينند و طبق آن حكم مىنمايند .
اما مردى كه مشاهده كرد چوپان با گوسفندان درآميخته اگر گوسفند بخصوصى را بشناسد آن را مىكشد و مىسوزاند . اگر نشناسد گله را به دو قسمت مىكند و بين آن دو قسمت قرعه مىزند . وقتى يك قسمت از گوسفندان قرعه به آنها اصابت كرد نصفه ديگر آسوده است . باز آن نصف را دو نصف مىكند . همين طور پيوسته قرعه مىزند تا بماند دو گوسفند . وقتى دو گوسفند باقى ماند بين آن دو قرعه مىزند . به هر كدام اصابت كرد ، آن را مىكشد و آتش مىزند ، بقيه گوسفندان آزادند .