تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
صلى الله عليه و آله باشد نه ديگرى در نتيجه فضيلتى كه شما از آيه استفاده كرديد براى امير المؤمنين عليه السلام ثابت نخواهد شد . حضرت رضا عليه السلام فرمود : اين ادعاى تو صحيح نيست يا امير المؤمنين زيرا شخص ديگرى را مىخواند و صدا مىزند نه خود را چنانچه امركننده به ديگرى امر مىكند نه به خود و اين صحيح نيست كه واقعا خود را صدا زده باشد چنانچه نمىشود امر به خود بكند . وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مباهله مردى جز امير المؤمنين عليه السلام را شركت نداد مىفهميم كه نفس پيامبر در اين آيه امير المؤمنين عليه السلام است و اين امتياز را در قرآن به او بخشيد . مأمون گفت وقتى جواب آمد سؤال از بين مىرود . كتاب الدرة الباهرة نقل مىكند كه گروهى از صوفيان و پشمينه پوشان به حضرت رضا عليه السلام عرض كردند : مأمون اين مقام را به تو رد كرد زيرا شما شايسته‌ترين مردم به اين مقام هستى اما لازم است كه لباس پشمينه پوشى و لباسى كه شايسته شما است . حضرت رضا عليه السلام فرمود : وظيفه امام اجراى قسط و عدالت است حرف راست بگويد و به عدالت حكم كند و خلاف وعده ننمايد خداوند در اين آيه مىفرمايد
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
حضرت يوسف ديباى طلاباف مىپوشيد و تكيه بر اريكه و تخت آل فرعون مىزد . روايت ديگر : مأمون تصميم گرفت مردى را بكشد در اين مورد با حضرت رضا عليه السلام مشورت نمود . آن جناب فرمود : خداوند عزت آن كس كه عفو شايسته بنمايد افزايش مىدهد . مأمون او را بخشيد . در كتاب درة باهره مىنويسد : مردى نصرانى را پيش مأمون آوردند كه با زنى از بنى هاشم زنا كرده بود همين كه چشم او به مأمون افتاد مسلمان شد علماء گفتند : اسلام جرائم قبل را از ميان مىبرد اما حضرت رضا عليه السلام فرمود : نه او را بايد بكشى زيرا وقتى مسلمان شد كه خويشتن را در چنگال عدالت ديد و بيم از خطر داشت خداوند در اين آيه مىفرمايد
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا
.