زحمت نمىاندازم اگر اجازه بدهيد ما خدمت شما مىرسيم هيچ زحمتى ندارد براى ما .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : سلام مرا به او برسان و بگو مىدانم منظور شما را من ان شاء الله صبح زود خواهم آمد .
حسن بن محمد گفت وقتى ياسر رفت امام رو به من كرده فرمود : تو عراقى هستى . عراقيان تيز هوش هستند ، نظرت چيست در اين اجتماعى كه مأمون تهيه ديده ؟ گفتم فدايت شوم مىخواهد شما را امتحان نمايد و بداند معلومات شما چقدر است ؟ اما پايهاى نااستوار بنا نموده و بد نظرى دارد . امام عليه السلام پرسيد بر چه پايهاى كار را بنا نموده ؟
گفتم اصحاب كلام و بدعتسازان بر خلاف علماء و دانشمندان هستند . زيرا دانشمندان مسائل غير واقعى را منكر مىشوند ولى متكلمان و اصحاب نظر و مشركان منكر واقعيتها مىشوند و اهل تهمت و نارواگوئى هستند . اگر ثابت كنى خدا يكتا است مىگويند وحدانيت او را براى ما تحقيق كن . اگر بگوئى محمد صلى الله عليه و آله پيامبر است مىگويند رسالت او را اثبات نما . بعد شروع به تهمت مىكنند . با اينكه طرف براى آنها استدلال مىنمايد آنقدر مغالطه مىكنند تا شخص حرف خود را پس بگيرد ، بايد شما از بحث آنها بپرهيزى .
امام عليه السلام لبخندى زده فرمود : نوفلى مىترسى كه بر من غلبه كنند ؟ گفتم نه به خدا چنين ترسى ندارم . اميدوارم خداوند شما را بر آنها پيروز نمايد ان شاء الله .
فرمود : مىدانى مأمون چه وقت پشيمان مىشود ؟ گفتم آرى . فرمود : وقتى بشنود كه با اهل تورات به وسيله توراتشان و با انجيليان با انجيل خود آنها و با اهل زبور به وسيله زبور و با ستاره پرستان با زبان عبرى و با زردشتيان به زبان فارسى و با روميان با زبان رومى و با مذهبشناسان مختلف به زبان خودشان استدلال نمايم . وقتى همه را مغلوب نمايم و استدلالشان را باطل كنيم و حرف خود را پس بگيرند و سخن مرا بپذيرند ، آن وقت مىفهمد كه مسندى كه بر آن تكيه نموده استحقاق ندارد در اين موقع پشيمان مىشود و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظيم .
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٢