پرش به محتوای اصلی

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحه 255

پدیدآورندگان:

ص۲۵۵
پرسيدم از حائض ؟ فرمود : نيم خورده او را مىتوان خورد ولى وضو از آن نمىگيرد . پرسيدم آيا بر بنده زكات مىتوان داد ؟ فرمود : نه . پرسيدم از كسى كه به مكه نرفته آيا از زكات مىتوان خرج حج او را داد ؟ فرمود : آرى ، اهل مكه نبايد مانع حاجىها بشوند از ورود به خانه‌هايشان . از اين آيه پرسيدم
اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً *
پرسيدم اگر كسى دويست بار ذكر بگويد كثير گفته ؟ فرمود : آرى . پرسيدم از خوابيدن بعد از صبح . فرمود : نه تا وقتى خورشيد طلوع كند . گفت صحبت از انگشترى شد ، فرمود : وقتى غسل مىكنى آن را تكان بده از جايش ، اگر فراموش كردى تا به نماز ايستادى نمىگويم نمازت را دو مرتبه بخوان . صحبت از ذو القرنين شد كه بنده بود يا پادشاه ؟ فرمود : بنده‌اى بود كه خدا را دوست داشت خداوند هم او را دوست مىداشت و خيرخواه خدا بود ، خدا هم خير او را مىخواست . پرسيدم از اختلاف در قضاوت كه از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده در چيزهائى كه آن جناب نه امر به آن كرده و نه نهى از آنها كرده جز اينكه خود و فرزندانش را از آن نهى نموده . پرسيدم چنين چيزى چگونه امكان دارد ؟ فرمود : يك آيه حلال كرده و آيه ديگر حرام نموده ، گفتم چنين چيزى ممكن است مگر به اين صورت كه يكى از دو آيه ناسخ ديگرى باشد يا هر دو آيه محكم هستند و بايد به آنها عمل شود ؟ فرمود : توضيح داده وقتى خود و فرزندانش را نهى نموده . گفتم پس چرا براى مردم توضيح نداده فرمود : ترسيده كه اطاعت نكنند اگر امير المؤمنين عليه السلام مسأله خلافت برايش استوار مىشد و پاهايش محكم مىگشت ، تمام كتاب خدا را به پا مىداشت و حق را اقامه مىنمود ، امام حسن و امام حسين پشت سر مروان نماز خواندند ما نيز با آنها نماز مىخوانيم . پرسيدم شخصى كه از شما تفسيرى را نقل مىكند يا روايتى را در مورد قضاء يا طلاق يا چيزى ديگر كه تاكنون نشنيده‌ايم از قبيل مناسك يا مشابه آن بىآنكه