دكان خود در كرخ نشسته بودم . چند نفر هم پيش من قرآن مىخواندند ناگاه گروهى از نصرانيان را ديدم كه دانشمندان متعددى ، از قسيس گرفته تا ديگران ميان آنها بود .
در حدود صد نفر لباسهاى سياه داشتند با كلاههاى مخصوص نصرانيت . بريهه جاثليق اكبر نيز به همراه آنها بود . اطراف دكان مرا احاطه نمودند و يك صندلى مخصوص براى بريهه گذاشتند . روى آن نشست . بقيه اسقفها و رهبانان بر عصاى خود تكيه نموده ، ايستادند با همان كلاههاى مخصوص .
بريهه گفت كسى نمانده از مسلمانان كه من با او مناظره نكرده باشم از دانشمندان مطّلع ؟ ولى هيچ كدام چيزى نداشتهاند آمدهام با تو مناظره كنم در باره اسلام . هشام گفت اگر مىخواهى من معجزهاى بكنم مانند عيسى مسيح يا شبيه او كه هرگز از من بر نمىآيد او روحى پاك و نيالوده داشت . بسيار ارجمند بود و داراى معجزاتى بزرگ و دلائلى آشكار . بريهه گفت از سخن و بيان توصيف تو خوشم آمد .
اما اگر منظورت بحث و استدلال است اشكالى ندارد ، اينك من حاضرم . بريهه در پاسخ گفت آرى بگو ببينم پيامبر شما چه نسبتى با عيسى مسيح دارد از نظر خويشاوندى جسمى ؟ هشام گفت او پسر عموى جد مادرى عيسى است ، زيرا عيسى از فرزندان اسحاق است و حضرت محمد صلى الله عليه و آله از فرزندان اسماعيل .
بريهه گفت چرا او را نسبت به پدرش مىدهى ؟ هشام در پاسخ گفت كه اگر مايلى آن نسبتى كه به نظر شما دارد آن را بگويم . مايلى نسبتى كه به عقيده ما دارد آن را توضيح دهم ؟ بريهه گفت نسبتى كه به نظر ما دارد بگو . بريهه خيال مىكرد اگر آن نسبت را توضيح دهد هشام را مغلوب مىكند . به همين جهت چنين درخواستى را كرد . هشام گفت بسيار خوب .
مىگويند عيسى قديم است از قديم . در چنين صورتى كداميك پدر است و كداميك پسر ؟
بريهه : آن يكى كه به زمين آمد پسر است و پسر پيامبر از طرف پدر است .
هشام : پدر موقعيت بيشترى از پسر دارد چون آفرينش از پدر است .
بريهه : آفرينش آفريده پدر و آفريده فرزندند .
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٤