تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ابن ذر گفت حدّ سفره چيست ؟ فرمود گسترده شد نام خدا را ببرى و پس از برچيدن حمد خدا را بنمائى . بعد شروع كردند به غذا خوردن . حضرت باقر عليه السلام فرمود آب برايم بياوريد . كنيز كوزه‌اى چرمين آورد . وقتى به دست امام عليه السلام قرار گرفت فرمود خداى را سپاس كه براى هر چيزى حدّى قرار داده حتى براى همين كوزه . ابن ذر گفت حدّ كوزه چيست ؟ فرمود : وقت آشاميدن نام خدا را ببرى و پس از نوشيدن حمد او را بنمائى و از دهانه آن ننوشى و اگر شكسته بود و از جاى شكستگىاش نياشامى . پس از خوردن غذا شروع كرد امام عليه السلام به سؤال احاديث از آنها ولى صحبت نكردند . وقتى امام عليه السلام ديد صحبت نمىكنند فرمود پسر ذر ما را حديث نمىكنى از احاديثى كه از طرف ما به شما نقل كرده‌اند . عرض كرد چرا يا ابن رسول الله گفت انى تارك فيكم الثقلين احدهما اكبر من آخر كتاب الله و اهل بيتى ان تمسكتم بهما لن تضلوا . امام فرمود پسر ذر وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله را ملاقات كنى و بپرسد در مورد امانتهاى من چه كرديد چه جواب مىدهى ؟ چنان ابن ذر به گريه افتاد كه اشكهايش را ديدم بر روى صورتش مىريزد . بعد گفت اما امانت بزرگ را پاره پاره كرديم اما كوچكتر را كشتيم . حضرت باقر عليه السلام فرمود در اين صورت تصديق فرمايش آن جناب را خواهى كرد نه به خدا قسم كسى نمىتواند قدم بردارد روز قيامت تا سؤال كنند از او سه چيز 1 - از عمرش در چه راهى فانى كرده ؟ 2 - از مالش از كجا بدست آورده و در چه راهى خرج كرده ؟ 3 - از محبت ما خانواده . از جاى حركت كرده رفتند . امام عليه السلام به غلام خود فرمود برو پشت سر آنها ببين چه مىگويند . غلام رفت و برگشت گفت فدايت شوم شنيدم به ابن ذر مىگفتند ما براى اين كار كه با تو نيامده بوديم . گفت ساكت باشيد چه بگويم به مردى كه معتقد است خداوند بازخواست از ولايتش مىنمايد و چگونه سؤال كنم از شخصى كه حدّ سفره و كوزه را مىداند . تفسير قمى صفحه 610 .