تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ
خدا مىداند رسالت خويش در كجا قرار دهد . در حديث نافع بن ارزق هست كه او از حضرت باقر چند سؤال كرد از آن جمله پرسيد از اين آيه
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ
از چه كس حضرت رسول صلى الله عليه و آله سؤال مىكند با اينكه بين او و عيسى پانصد سال فاصله است . امام باقر عليه السلام آيه
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
خواند و بعد جريان اجتماع پيامبر را با انبياء و مرسلين ذكر كرد كه با آنها نماز مىخواند بعضى از رؤساى كيسانى مذهب ( كه مدعى بودند محمد بن حنيفه پس از امام حسين عليه السلام امام است و زنده است ) با حضرت باقر بحث كردند فرمود اين حماقت چيست ؟ شما بهتر به حال او واقف هستيد يا ما ، پدرم على بن الحسين عليه السلام نقل كرد برايم كه او شاهد مرگ محمد بن حنفيه بوده و غسلش داده و كفن بر او پوشيد و نماز خواند و در قبر داخلش كرده . جواب داد به نظرش آمده ، همان طورى كه به نظر يهودان كه مىخواستند عيسى را بكشند آمد . حضرت باقر فرمود به همين مطلب حاضرى كه حاكم بين من و تو باشد ؟ گفت آرى . فرمود بگو ببينم يهودانى كه تصميم كشتن عيسى را داشتند دوست او بودند يا دشمنش ؟ گفت دشمن او . فرمود پس پدرم دشمن محمد بن حنفيه بود تا بنظرش بيايد ؟ گفت نه نتوانست جوابى بدهد . از اعتقادى كه داشت برگشت . مردى از شام خدمت امام باقر عليه السلام آمد و از ابتداى آفرينش سؤال كرد فرمود خداوند تبارك و تعالى به ملائكه گفت
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
ملائكه سخن خدا را چنين پاسخ دادند
أَ تَجْعَلُ فِيها
تا آنجا كه مىفرمايد
وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
ملائكه فهميدند كه در خطا افتاده‌اند و اشتباه نموده‌اند بعرش خدا پناه آوردند و دور عرش هفت مرتبه طواف كردند تا خشنودى خدا را تحصيل نمايند . خداوند از آنها خشنود شد و فرمود به زمين فرود آئيد و خانه‌اى برايم بسازيد كه هر كس از بندگانم گناهى كرد به آن خانه پناه برد و اطرافش طواف نمايد چنانچه شما اطراف عرش طواف كرديد ، از آنها راضى شوم همان طورى كه از شما راضى شدم . اين خانه را ساختند .