تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
راست است يا نه . گفت از او راجع به كائن و مكون و ناسخ و منسوخ مىپرسيم اگر پيامبر باشد چنانچه مدعى است توضيح خواهد داد مانند انبياى گذشته گفتند اينك راه بيافتيم و برويم پيش محمد تا گفتار او را در هم‌شكنى و ببينيم در جواب تو چه خواهد گفت . گفت شما مردمان نادانى هستيد اگر اين همان محمدى باشد كه موسى و عيسى بن مريم مژده داده‌اند و خاتم پيغمبران باشد اگر جن و انس جمع شوند كه يك حرف او را رد كنند يا يك آيه نمىتوانند با اجازه خدا . گفتند راست مىگوئى پس چه چاره‌اى بيانديشيم . گفت تورات را بياوريد . تورات را آوردند هزار و چهار مسأله از آن انتخاب كرد و آنها را خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آورد روز دوشنبه بعد از نماز صبح . گفت « السلام عليك يا محمد » . آن جناب در جواب فرمود « و على من اتبع الهدى و رحمة الله و بركاته » تو كيستى گفت من عبد الله بن سلام از رؤساى بنى اسرائيل و از كسانى هستم كه تورات را خوانده است و من نماينده يهودان هستم با آياتى كه از تورات آورده‌ام اگر براى ما توضيح دهيد ما شما را از نيكوكاران مىشماريم . پيامبر اكرم ( ص ) فرمود « الحمد لله على نعمائه » . پسر سلام بگو ببينيم آمده‌اى براى فهميدن سؤال كنى يا لجبازى كنى . گفت نه مىخواهم بفهمم فرمود براى هدايت يا گمراهى گفت نه براى هدايت . پيامبر اكرم فرمود اينك هر چه مايلى بپرس گفت انصاف نمىپذيرد گفت بفرمائيد شما نبى هستيد يا رسول فرمود من نبى و رسولم و اين آيه قرآن نشان آن است
مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ
« 1 » . گفت راست مىگوئى ، بفرما آيا خداوند با تو روبرو صحبت مىكند ؟ فرمود خداوند با هيچ بنده‌اى صحبت نمىكند مگر به صورت وحى يا از پشت پرده . گفت راست مىگوئى يا محمد ( ص ) بگو ببينيم دعوت به دين خود مىكنيد يا به دين خدا ؟ گفت به دين خدا مرا دين نيست جز آنچه خداوند به ما عنايت نموده .
هامش
( 1 ) ممكن است آيه نقل به معنى شده باشد چون در قرآن چنين استرُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَيعنى همه اينها رسول و نبى هستند مثل من .