« و قال سبحانه » :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ * أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ * كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
27 - 29 .
« و قال سبحانه » :
قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ * رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ * قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ * ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
« إلى قوله » :
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ * إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ * وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ
65 - 88 .
در باره آيه
فِي عِزَّةٍ
مىنويسد : يعنى در خودخواهى و استكبار از حق
وَ شِقاقٍ
مخالفت با خدا و پيامبرش
فَنادَوْا
از روى تقاضا و التماس يا توبه و استغفار فرياد مىزنند :
وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ
ولى هنگام چارهجوئى گذشته .
مرحوم طبرسى مىنويسد : مفسران گفتهاند سران قريش كه بيست و پنج نفر بودند از آن جمله وليد بن مغيره كه از همه بالاتر بود و ابو جهل و ابى و اميه دو پسر خلف و عتبه و شيبه فرزندان ربيعه و نضر بن حارث پيش ابو طالب آمده گفتند تو بزرگ و با شخصيتترين افراد ما هستى ما آمدهايم تا داورى كنى بين ما و پسر برادرت . او افكار و عقايد ما را به خرافات نسبت مىدهد و خدايان ما را به ناسزا مىگيرد .
ابو طالب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را خواست و عرض كرد پسر برادر اينها فاميل تو هستند و تقاضائى دارند پرسيد چه مىخواهند گفتند تو دست از ما و خدايان ما بردار تا ما دست از تو و خدايت برداريم .
فرمود شما يك جمله از من بپذيريد تا بر عرب و عجم حكومت كنيد . ابو جهل گفت :
بسيار خوب ما ده برابر از تو مىپذيريم فرمود بگوئيد :
« لا إله الا الله »
از جاى حركت كرده گفتند
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً
مىخواهد اين همه خدا را در يكى منحصر نمايد . اين آيات به همين جهت نازل شد .
و روايت شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اشك از چشمانش جارى شد بعد فرمود عمو ، اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپم قرار دهند دست از ماموريت خود بر نمىدارم تا به انجام برسانم يا كشته شوم . حضرت ابو طالب گفت دنبال كار خود باش