سوز و شورى بر سر پا كردم و از ديده باريدم فراوان * گفتم از درگه مرانم غلامى چاكرم اميد و آمالم روا كن
هستيم چهرهى معصوم بنمود و با مهرى پذيرفتم * حلقه خدمت بگوشم كرد و گفت اينجا نشين و يا رضا كن
بر فلك سر سود خسرو زين عنايت گفت شاها * بر درت سر مينهم دستم بگير از هول فردايم رها كن
موسى خسروى 13 رجب ميلاد مولاى متقيان عليه السّلام مطابق با 29 / 3 / 57