تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
سايه الطاف خود جايى خوش و خرم آن چنان كه شايسته مواهب آن بزرگواران است بدوستان ارزانى فرمايند و مرا نيز بىبهره نگذارند :
بر مزار پور موسى بوسه زن آنجا دعا كن * گر گرفتار و گنه‌كارى برو گرد حريمش التجا كن قبله هفتم امام هشتم است و دستگير بينوايان * درد اگر دارى توجه سوى اين دار الشفا كن روز و شب جن و ملك با خيل زوار فراوان * فيض‌ها گيرند توئى غافل رهى بگشا نوا كن پور موسى گر به زانو آمده بر درگهت عيسى و موسى * ريزه‌خوار خوان احسان تواند رحمى بما كن گر كه از اقيانوس لطفت جمله عالم بهره گيرد * بحر فياض ترا نقصان نباشد اين دل زارم دوا كن فاش گويم من از اسرار دل اى زاده زهرا ترا * قبله‌ى اميد و آمال منى فكر من بيدست و پا كن گر برانى ز در از بام سر آرم كه مرا * ملجئى جز تو نباشد گله از كرده رها كن دامنت گيرم گريم نكنم دست رها * تا شوى شافعم از جرم و مرا خط امانى تو عطا كن آنچنان مهر تو آميخته با تار وجودم * كس نيارد كه جدا سازدم از تو نظرى سوى گدا كن ديشب از انوار قدسى پرتوى بر دل دميدم * شاهدى گفتا زجا برخيز بر در حلقه زن آنجا دعا كن