تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
آغوش ميگرفت ميگفت پدرم فدايت چقدر خوش‌بو و پاك‌نهاد و با شخصيتى ؟ ! عرضكردم فدايت شوم محبت اين پسر در قلب من چنان قرار گرفت كه هيچ كس جز شما چنين محبتى در دل من ندارد . فرمود مفضل او نسبت به من چون من نسبت بپدرم هست ما از يك نژاد هستيم . عرضكردم آقا اين پسر شما امام است بعد از شما . فرمود آرى هر كه او را اطاعت كند رستگار است و كسى مخالفت كند كافر مىشود . عيون اخبار الرضا : محمّد بن سنان گفت يك سال پيش از آنكه موسى بن جعفر عليه السّلام را بعراق ببرند خدمت ايشان رسيدم پسرش علي مقابلش نشسته بود فرمود محمّد عرضكردم بلى آقا فرمود امسال براى من سفرى پيش مىآيد ناراحت نباش بعد سر به زير انداخت و با دست روى زمين خط ميكشيد سر بسوى من بلند كرده فرمود خدا ستمكاران را گمراه مىكند خدا هر چه بخواهد مىكند گفتم چه اتفاقى خواهد افتاد فرمود هر كس حق اين فرزندم را مراعات نكند و امامتش را انكار نمايد بعد از من مثل كسى است بعلى بن ابى طالب ستم نموده و منكر امامتش شده پس از حضرت محمّد فهميدم خبر از مرگ خود را ميدهد و فرزندش را معرفى مىكند عرضكردم به خدا اگر عمرم طولانى شود حقش را ادا خواهم كرد و بامامتش اعتراف مينمايم و گواهى مىدهم كه او بعد از تو حجت خدا است و راهنماى دين او است فرمود محمّد عمرت طولانى خواهد شد و مردم را دعوت بامامت او و امام جانشين او پس از مرگش ميكنى . عرض كردم آقا امام بعد از او كيست ؟ فرمود پسرش محمّد . عرضكردم راضى هستم و فرمانبردارم فرمود درست است در كتاب امير المؤمنين عليه السّلام چنين ديده‌ام تو در ميان شيعيان ما چون برق در شب تار ميدرخشى . سپس فرمود محمّد ! مفضل وسيله انس و آرامش من بود تو نيز وسيله انس و آرامش آن دو خواهى بود . عيون اخبار الرضا : عبد الرحمن بن حجاج گفت اسحاق و علي دو فرزند حضرت صادق عليه السّلام پيش عبد الرحمن بن اسلم به مكه رفتند در همان سالى كه موسى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 17 | العلامة المجلسي / موسى خسروى