سعادتمند شد مردى كه هنوز نمرده جانشين خود را ببيند خداوند اين فرزندم را بعنوان جانشين به من نشان داد اشاره كرد به حضرت رضا عليه السّلام .
عيون اخبار الرضا : حسين بن مختار گفت نوشتههائى از طرف موسى بن جعفر عليه السّلام بما رسيد آن وقتى كه در زندان بود در آنها نوشته بود : پيمان امامت و جانشينى خود را به فرزند بزرگترم واگذاردم .
عيون : حسين بن مختار گفت : وقتى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در بصره وارد شد چند لوح و نوشته از ايشان رسيد كه در آنها نوشته بود وصى و جانشين من فرزند بزرگترم هست .
عيون : زياد بن مروان قندى گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم پسرش علي حضور داشت به من فرمود : زياد ! اين پسرم نوشتهاش نوشته من و سخنش سخن من پيغامش پيغام من هر چه بگويد مثل اينست كه من گفتهام .
صدوق رحمة اللَّه عليه ميگويد زياد بن مروان اين حديث را نقل كرد ولى پس از درگذشت حضرت موسى بن جعفر منكر مقام حضرت رضا شد و جزء واقفىها گرديد و هر چه از اموال در اختيار داشت از موسى بن جعفر صاحب شد .
عيون : نصر بن قابوس گفت به حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام عرضكردم من از پدرت پرسيدم چه كسى جانشين شماست . شما را به من معرفى كرد . پس از درگذشت حضرت صادق عليه السّلام مردم به طرف راست و چپ رفتند من و دوستانم معتقد بامامت شما شديم اكنون بفرمائيد چه كسى جانشين شماست . فرمود فرزندم علي .
عيون : نعيم بن قابوس گفت حضرت موسى بن جعفر فرمود پسرم علي بزرگترين فرزند و شنواترين آنها است نسبت بگفتارم و از همه بيشتر مطيع دستور من است با من در نگاهكردن بجفر و جامعه شريك است كه كسى در آن نگاه نميكند مگر پيامبر يا وصى پيغمبر باشد .
عيون : مفضل بن عمر گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم علي پسرش روى دامنش بود او را مىبوسيد و زبانش را مىمكيد روى شانه خود ميگذاشت و در
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦