ميشناسيد سلمان و ابو ذر رحمة اللَّه عليها هستند .
اما سلمان وقتى حقوق خود را ميگرفت مقدار خوراك ساليانهاش را كنار ميگذاشت تا سال ديگر كه حقوق بگيرد . گفتند سلمان تو با اين پارسائى چنين ميكنى نميدانى شايد امروز يا فردا مردى ؟ ! ميگفت شما اين طور كه انتظار مرگ مرا داريد چرا انتظار زنده ماندن مرا نداريد نميدانيد نفس انسان وقتى از لحاظ زندگى مقدارى نداشته باشد كه باعث اعتمادش شود سركشى مىكند وقتى اطمينان يافت كه به قدر كفايت هست آسوده مىشود .
ابو ذر تعدادى شتر و گوسفند داشت كه از شير آنها استفاده مينمود وقتى خانوادهاش احتياج به گوشت پيدا ميكردند يكى را ميكشت گاهى نيز وقتى ميهمانى ميرسيد يا ميديد آنها كه در كنار اين آبگير با او زندگى ميكنند در فشار هستند شتر يا گوسفندى باندازهى رفع احتياج ميكشت و بين آنها مساوى تقسيم ميكرد و خود نيز باندازهى يكى از آنها بر ميداشت چه كس از اينها زاهدترند با سخنانى كه پيامبر اكرم در مدح آنها فرموده موقعى نشد كه هيچ نداشته باشند چنانچه شما مردم را وادار به چنين كارى ميكنيد كه دست از مال و زندگى خود بردارند و ديگران را بر خود و خانواده خويش مقدم دارند .
بدانيد كه من از پدرم شنيدم از آباء گرام خود نقل ميكرد كه پيامبر اكرم روزى فرمود از هيچ چيز به اندازه موقعيت مؤمن تعجب نميكنم اگر پيكر او را با قيچى ريز ريز نمايند در دنيا بنفع اوست و اگر مالك مشرق و مغرب زمين گردد باز بنفع اوست هر چه خدا نصيبش فرمايد بصلاح اوست كاش معلوم ميشد آنچه توضيح دادم مطلب را براى شما ثابت كرد يا باز بگويم .
مگر نميدانيد خداوند در ابتداء اسلام دستور داد هر مؤمنى در مقابل ده نفر از كفار بايد جنگ كند و پايدار باشد و اجازه فرار نداشت . اگر فرار ميكرد وعده آتش جهنم به او داده شده بود بعد اين حكم را از جهت ترحم بر مؤمنين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٩