اعلام كرد كه براى ساماندهى وضع مردم و رسيدگى به كارهاى كارگزاران به ديدن شهر آمده است ، و چند روزى خود را به اين امور مشغول كرد ، سپس سندى را خواست و مأموريت خاصى به وى محوّل كرد و سندى اطاعت كرد .
مأموريت سندى اين بود كه امام عليه السّلام را به قتل برساند به وسيلهء زهر كه در غذاى حضرت قرار دهد ؛ و گفته مىشود كه او زهر را در خرما قرار داد و چون حضرت از آن خرما خورد ، زهر را احساس كرد ، و سه روز در وضعيت بدى به سر برد تا اينكه در روز سوم وفات يافت .
وقتى امام عليه السّلام به شهادت رسيد ، سندى بن شاهك فقيهان و بزرگان بغداد را از جمله هيثم بن عدى و غيره بر او وارد كرد ، آنان حضرت را ديدند كه هيچ جاى زخمى و يا اثرى از خفه كردن بر او نبود .
سندى از آنان خواست شهادت دهند كه او به اجل خود وفات كرد و آنان هم شهادت دادند .
سپس جنازهء امام عليه السّلام را بيرون آوردند و بر روى پل بغداد گذاشتند و جار زدند كه : اين موسى بن جعفر عليه السّلام كه مرده است ، پس بياييد او را ببينيد . مردم به چهرهء آن حضرت به دقت نگاه مىكردند .
پيش از آن گروهى از مردم در زمان حيات امام كاظم عليه السّلام ادّعا كرده بودند كه او همان امام موعود است ، و زندانى شدن او را همان غيبتى مىدانستند كه براى حضرت قائم بيان شده است .
يحيى بن خالد هنگام وفات آن حضرت دستور داد بر روى جنازهاش جار بزنند : اين همان موسى بن جعفر است كه رافضىها ادّعا مىكنند كه نمىميرد ، پس بياييد او را ببينيد .
مردم به حضرت نگاه مىكردند و او وفات يافته بود . سپس جنازهاش را حمل كردند و در مقبرههاى قريش « 1 » در منطقهاى به نام باب التبن « 2 » دفن كردند . و اين مقبره پيش از آن
هامش
( 1 ) . مقبرههاى قريش همان شهر كاظمين فعلى است .
( 2 ) . باب التبن يكى از محلههاى بغداد در آن روزگار بود .