پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : آرى ، جماعتى از امّت من به زيارت شما مىآيند ، اينان خواهان احسان و نيكى من هستند ، پس چون روز قيامت فرا رسد من به سوى آنان مىآيم در عرصهء قيامت و بازوى آنان را گرفته از سختىها و مصيبتهاى قيامت نجات مىدهم .
* و عبد اللّه بن شريك عامرى روايت كرده است : هرگاه عمر بن سعد از درب مسجد وارد مىشد از ياران على عليه السّلام مىشنيدم كه مىگفتند : اين كشندهء حسين بن على عليه السّلام است .
اين ماجرا مدت زيادى پيش از كشته شدن آن حضرت اتفاق افتاده است .
* و سالم بن ابى حفصه روايت كرده است : عمر بن سعد به حسين عليه السّلام گفت : اى ابا عبد اللّه ! نزد ما مردانى كمخرد وجود دارند كه ادّعا مىكنند من تو را خواهم كشت .
حسين بن على عليه السّلام به او فرمود : اينان كمخرد نيستند بلكه بردبار هستند ، آنچه مرا خوشحال مىسازد اينكه پس از من تو از گندم عراق نمىخورى مگر اندكى .
* و يوسف بن عبده روايت كرده است كه مىگويد : از محمد بن سيرين شنيدم كه مىگفت : اين سرخى در آسمان ديده نشده است مگر پس از كشته شدن حسين عليه السّلام .
* و سعد اسكاف روايت كرده است : ابو جعفر ( امام محمد باقر عليه السّلام ) فرموده است :
قاتل يحيى بن زكريا زنازاده بود و قاتل حسين بن على عليه السّلام نيز زنازاده است ، و آسمان تنها براى آن دو جناب سرخ شد .
* و سفيان بن عيينه از على بن يزيد از على بن الحسين عليه السّلام روايت كرده است كه مىگويد : با حسين عليه السّلام بيرون رفتيم پس در هيچجايى فرود نيامد و از آن كوچ نكرد مگر اينكه يحيى بن زكريا و ماجراى كشته شدن وى را به ياد مىآورد ؛ و روزى فرمود : از فرومايگى دنيا همين بس كه سر يحيى بن زكريا عليه السّلام به يك زن زناكار از زنان زناكار بنى اسرائيل هديه شده است .
و روايتها و اخبار بسيارى آمده است در اينكه هيچيك از قاتلان حسين عليه السّلام و يارانش - رضوان اللّه عليهم - از قتل و يا بلايى كه پيش از مرگ بدان مفتضح شود ، رهايى نيافت .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٣٠