عمر خيام و نيشابور
پس از عبور از جادهء خاكى مشهد ، كه تا مسافت كوتاهى نسبتا جالب توجه است ، به تپهء سلام ، يعنى اولين يا آخرين نقطهاى كه زائر مىتواند از آنجا گنبدها و منارههاى طلايى زيارتگاه مقدس را مشاهده كند ، مىرسيم . در اين محل نيز زوار براى علامتگذارى ، تودههاى كوچكى از سنگ درست كردهاند . چه در اين نقطه است كه به خواندن دعا و به جا آوردن مراسم شكرگزارى مىپردازند . دوتى « 1 » مىنويسد « هنگام بازگشت از مكه نظير اين مراسم در محلى كه فاصلهء زيادى با جده ندارد انجام مىگيرد » . به موجب اظهارات رفيق راه دوتى حجاج با انداختن ريگى در اين محل شاهدى براى خود مىآورند تا در روز جزا شهادت بدهد كه آنها به زيارت خانهء خدا رفتهاند . پس از مدت كوتاهى به يكى از شهرهاى ايران مىرسيم كه عدهء زيادى از مردم انگليسى زبان از آن با علاقه و دلبستگى ياد مىكنند . اين شهر ، نيشابور واقع در خراسان است و محلى است كه عمر خيام در نيمهء دوم قرن يازدهم ميلادى در آن ديده به جهان گشود و در اوايل قرن دوازدهم رخت از جهان بربست .
اساسا وجود شهر نيشابور تا به امروز دليل زندهاى حاكى از روح شكستناپذير و نيروى زندگى مردم آن است . چه ، اين شهر مكرر در مكرر در معرض محاصره و تاخت و تاز و زلزله واقع شده است . امروز نيشابور انعكاس غمانگيزى از گذشتهء درخشان آن
هامش
( 1 ) . چارلز مانتگو دوتى( Doughty )در سالهاى 1876 - 1878 م به صحارى عربستان مسافرت كرده است .
سفرنامهء او در سال 1888 م در انگلستان انتشار يافت .