نغمهء بافنده
مدام مىبافم ، گاه از درون و گاه از برون ،
طرحهاى من همواره نشاطآور است و هيچ گاه غمانگيز نيست ،
آبى و سبز و قرمز و زرد
هر رنگى را به تناسب كنار رنگ ديگر قرار مىدهم ؛
زيرا طرح من حدودى براى رنگها نمىشناسد
* * * نگاه كنيد چگونه قاليباف رنگهاى خود را بر مىگزيند ،
نخست رنگى روشن و آنگاه رنگى تيرهتر ؛
قرمز و سبز و آبى و زرد ،
رنگهاى زيبا و دلانگيز ،
قرمز تند و شنجرفى
همرنگ جامهء جلودارها ،
زيبا همانند چنگ باستانى
كه زمان از محو نابودى آن خوددارى كرده است ؛
رنگهاى سبز و لاجوردى را جابجا مىكند
و طرحهاى جناغى در قالى خود به وجود مىآورد .
مىبافد و مراقب است ، مراقب است و مىبافد ،
هرگز يك نخ گره خورده را رها نمىكند :