رسيم ، اينجا همان مونت پليه « 1 » است ، يك شهر تجارى در كنار دريا . تجار مسيحى ، همچنين تركان ، تجار پرتقال ، لومباردى ، سراسر مصر ، فلسطين ، يونان ، فرانسه ، اسپانيا و انگليس به اينجا مىآيند . تمام آنها از ملل مختلف به زبان جنوايى و پيزايى با هم صحبت مىكنند . در اين شهر روحانيون مشهور و برجستهاى زندگى مىكنند . در رأس اين روحانيون رابى روبين « 2 » ابن تئودوروس ، رابى ناتان ابن سراخيا « 3 » ، آموزگاران مذهبى ، رابى شموئيل ، رابى شلميا « 4 » و رابى مردخاى « 5 » قرار دارند . در ميان اين روحانيون اشخاص ثروتمند و خيّر وجود دارند كه به نيازمندان كمك مىكنند .
به فاصلهى چهار مايل از آنجا به شهر لونل « 6 » مىرسيم كه دو مايل از دريا فاصله دارد . در اين شهر يك شوراى يهود وجود دارد كه اعضاء آن شبانهروز مشغول فراگيرى علوم دينى و عبادتاند . معلم بزرگ مذهبى ، رابى مشولام « 7 » ، پنج پسر او رابى يوسف ، رابى اسحاق ،
هامش
( 1 ) .Montpellier .( 2 ) .Reuben .( 3 ) .Serachia .( 4 ) .Schelemiha .( 5 ) .Mordechai .( 6 ) .Lunel .( 7 ) .Meschullam، در دستنوشتهها اغلب در كنار اسمها جملهى يادش به خير ، چيزى شبيه رحمت إله آمده ، كه اصطلاحى براى مردگان است . امّا رابى بنيامين از اشخاصى نام برده است كه در آن زمان زنده بودهاند ، به همين دليل غير ممكن بود كه او چنين جملهاى را در كنار اسمها بياورد . اين قيدها را در نسخههاى بعدى اضافه كردهاند .