چراغ روشنايى را به كشتى دعوت مىكرد و به او و خدمتكاراناش غذا مىداد تا اينكه با يكديگر دوست شدند بهطورىكه با هم رفت و آمد پيدا كردند . يك روز ناخدا دستور داد در كشتى غذاى مفصلى براى آنها درست كنند و آنقدر به مهمانان خود شراب داد كه همه مست شدند . آن وقت به كارگران خود دستور داد آينهى برج را بشكنند و بعد از اين كار شبانه حركت كرد و رفت . از فرداى آن روز كشتىهاى مسيحيان ، از كشتىهاى بزرگ گرفته تا قايق به طرف بندر اسكندريه آمدند و دو جزيرهى كرت « 1 » و قبرس « 2 » را كه هنوز نيز زير نفوذ مسيحيان است ، از مصر جدا كردند مصر ديگر قدرت نداشت در برابر نيروى يونان مقاومت كند .
هنوز هم برج روشنايى راهنماى مسافران كشتىها است . تمام قايقهايى كه به سمت اسكندريه مىآيند اين برج را در روز از فاصلهى صد مايلى مىبينند و شبها نورى كه از مشعل روى برج پخش مىشود ، از فاصلهى دور ديده مىشود . به اين ترتيب كشتىها مسير خود را گم نمىكنند . اسكندريه يك بندر تجارى براى همهى ملتهاست . براى ملل مسيحى : ونيز ، والنسيا ، توسكانا ، لومباردى ، پوگليا « 3 » ، آمالفى ، سيسيل ،
هامش
( 1 ) .Kreata .( 2 ) .Cypern .( 3 ) .Apulien .