1374 - 32587 - ( 3 ) موسى بن عبدالملك طى نامهاى به امام باقر عليه السلام نوشت : « شخصى مالى به من داده تا در كار خيرى مصرف كنم ولى من موفق به اين كار نشدم و به اندازهء اين مال از صاحبش طلبكار هستم . آيا براى من جايز است مالم را از آن بردارم يا آن را به صاحبش بازگردانم و از وى مالم را درخواست كنم ؟
امام عليه السلام در پاسخ نوشت : از آنچه در اختيار دارى ، مالت را بردار ! »
1375 - 32588 - ( 4 ) ابوالعباس بقباق مىگويد : « شخصى هزار درهم از شهاب برده بود و پس از آن هزار درهم نزد وى به امانت گذارده بود . من با شهاب دربارهء اين موضوع بحث و جدال مىكرديم . من مىگفتم :
اين هزار درهم را به جاى آن هزار درهم كه از تو برداشته است ، بردار و شهاب از اين كار خوددارى مىكرد . تا اينكه شهاب نزد امام صادق عليه السلام رفت و اين موضوع را با وى در ميان گذاشت .
امام عليه السلام فرمود :
ولى من دوست دارم آن را بردارى و سوگند ياد كنى [ كه پولى به تو نداده است ] . »
1376 - 32589 - ( 5 ) ابوبكر حضرمى مىگويد : « به امام عليه السلام گفتم : من تعدادى درهم از شخصى طلبكارم و او انكار مىكند و بر آن سوگند مىخورد . اگر پولى از وى به دست من افتاد ، آيا براى من جايز است به مقدار حقم از آن بردارم ؟
امام عليه السلام فرمود : آرى ( ولى ) آن سخن و ذكرى دارد !
گفتم : آن چيست ؟
امام عليه السلام فرمود : مىگويى : خدايا ، من آن را به ستم و خيانت برنداشتم بلكه به جاى مالى برداشتم كه از من گرفت و بر آن چيزى نيفزودم ! »
1377 - 32590 - ( 6 ) ابوبكر حضرمى مىگويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : من از شخصى پول طلبكار بودم ولى وى انكار كرد و آن را خورد . پس از آن مالى از او به دستم افتاد . آيا به جاى پولى كه از من خورده است ، بردارم ؟
امام عليه السلام فرمود : آرى ولى اين ذكرى دارد . مىگويد : خدايا ! من اين مال را تنها به جاى مالى كه از من خورده است برمىدارم ( و به ستم و خيانت از او بر نمىدارم ) . »
اين حديث با سند ديگرى نيز روايت شده و در پايان آن اين جمله افزوده گرديده است : « بلكه به جاى حقم برمىدارم . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 789
مساهمون: السيد البروجردي
ص٧٨٩